تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
عجيب اين است كه در مورد اين فيلسوف عاليقدر قرن سيزدهم هجرى ، و نابغهء علم و فلسفه كه در آن عصر ظهور كرد ، در مدارك و مراجعى كه در دسترس داريم و قاعدتا بايد ترجمهء حال او را نوشته باشند چيزى نوشته نشده ، حتى در مدارك جديد كه در عصر ما تنظيم
هامش
- حكمت ديده بود و شوق و استعداد هم در ما مىديد نمىگفت ، مگر منطق و قليلى از رياضى . پس عشرهء كامله‌اى با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم تا آنكه شوق به حكمت اشتداد يافت . و آوازهء حكمت اشراق از اصفهان آويزهء گوش دل بود . و از علوم نقليه و دينيه حظوظ متوافره به فضل خدا يافتيم . پس عزيمت اصفهان نموده و اموال و املاك بسيار را جا گذاشته ، از خراسان حركت كرديم و قريب هشت سال در اصفهان مانديم . ( در نقل قول ميرزا سيد حسن از مرحوم حاجى كه بعدا خواهد آمد حاجى فرموده است : « ده سال الا كسرى . . . در اصفهان بودم . . . ) . و انزوا و مجانبت هوا به تأييد خدا مزاج گرفته ، بعد توفيق تحصيل حقيقيه و رياضيات شرعيه هم داشتيم . و اغلب اوقات را صرف تحصيل حكمت اشراق نموديم . پنج سال حكمت ديدم خدمت زبدة الحكماء الهيين . . . جناب آخوند ملا اسماعيل اصفهانى . . . و چون آخوند ملا اسماعيل مرحوم شدند دوسه سالى بالاختصاص خدمت جناب حكيم متأله . . . آخوند ملا على نورى . . . حكمت ديدم . و دو سالى در اوايل ورود به اصفهان به فقه جناب . . . محقق فقيه آقا محمد على مشهور به نجفى . . . روزى ساعتى حاضر مىشدم . ( آقاى كامران فانى در مجلهء نشر دانش شمارهء سوم ، 1362 بخش « نقد نظر » تحت عنوان « حاج ملا هادى سبزوارى و شرح منظومهء حكمت » نوشته‌اند : « حاجى در 1232 در سن بيست‌سالگى وارد اصفهان شد . آخوند ملا اسماعيل اصفهانى مشهور به واحد العين از شاگردان آخوند نورى بود كه ظاهرا در 1271 ق درگذشته است و اينكه حاجى نوشته است كه آخوند ملا اسماعيل قبل از آخوند نورى ( متوفى 1246 ق ) مرحوم شده درست به نظر نمىرسد و از آنجا كه سخت بعيد مىنمايد كه حاجى چنين اشتباه فاحشى بكند ، ناگزير بايد بگوييم سندى كه مرحوم غنى به حاجى نسبت داده و در مجلهء يادگار چاپ كرده است مشكوك است . به‌هرحال حاجى مدت ده سال ( نه هشت سال ) در اصفهان ماند و از آنجا به مشهد رفت . . . » و چون به خراسان آمدم ، پنج سال در مشهد مقدس به تدريس حكمت مشغول بودم ، با قليلى فقه و تفسير ، زيراكه علما اقبال بر آنها و اعراض از حكمت به كليه داشتند ، لهذا اعتناى داعى به حكمت ، سيما اشراق ، بيشتر بود . و بعد از آن دوسه سالى سفر بيت اللّه داعى طول كشيد و حال بيست و هشت سال است كه در دارالمؤمنين سبزوار به تدريس حكمت مشغولم . . . » شرح حالى از فيلسوف سبزوارى به نقل از داماد ايشان ( ميرزا سيد حسن ) نيز در دست است كه در پايان حاشيهء هيدجى بر شرح منظومهء سبزوارى آمده است و بعض نكات مهم آن نقل مىشود : « ولادت آن مرحوم در سنهء هزار و دويست و دوازده است كه لفظ غريب ماده تاريخ آن است . پدر ايشان ( حاج مهدى ) از تجار و ملاك سبزوار بوده ، به شوق فطرى به تحصيل علم راغب شده . . . ( خود ) فرموده بود : « چون در آن زمان اصفهان دار العلم بود ، زودتر از موسم به اصفهان رفتم كه درك فيض علماى آنجا را بنمايم . قصد اقامت يك‌ماهه نمودم ، و به درس حاجى كلباسى و مرحوم شيخ محمد تقى حاضر مىشدم . و در تفحص محاضر ديگر نيز بودم . روزى از درب مسجدى كه قدرى از صحن او در معبر نمايان بود ، عبور مىكردم . جمعى از طلاب در آنجا ديدم ، به خيال محضر فقاهت وارد شدم . جمعيت را از صد متجاوز ديدم . ( استاد ) درحالىكه عليه ارذل الثياب ( كم‌بهاترين جامه را پوشيده بود ) ولى خيلى باوقار و سكينه ، و طلاب از طرفين حريم شايانى براى او قرار داده بودند . چون شروع به درس كرد ، ديدم علم كلام است و مسئلهء توحيد ، حسن تقرير و آداب محاوره‌اش با شاگردان مرا مفتون گردانيد . سه روز متوالى به آن محضر شريف رفتم ، مئونهء سفر حج را به كتاب و لوازم اقامت صرف كردم . ده سال الا كسرى ، در محضر آن استاد بزرگ ، مرحوم آخوند ملا اسماعيل ، مشغول تحصيل بودم . . . در سنهء هزار و دويست و چهل كه مرحوم شيخ احمد احسائى به اصفهان آمدند ، حسب الامر آخوند نورى ، با شاگردان به درس شيخ حاضر مىشدم . -
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 252 | الشيخ عبد الله نعمة / غضبان