و حقايق در اين راه استمداد مىجويد و با اين كار در رديف كسانى از قبيل فرانسيس بيكن و رنه دكارت و غيره كه روشهاى علوم جديد را پىريزى كردهاند ، قرار مىگيرد .
البتّه آنچه جابر به منظور پىريزى منطق تطبيقى بيان مىكند در مقابل آنچه واضعان منطق تطبيقى در برنامههاى علوم جديد عرضه كردهاند چيزى قابل توجه و چندان مهم نيست ولى اين نكته را ناديده نبايد گرفت كه اهميت آراء و نظريات جابر با در نظر گرفتن زمان و عصر او فوقالعاده قابل توجه است . چه در آن روزگار علوم به مرحلهء كنونى نرسيده و هنوز در حال تكوين و پيدايش بود و دانشمندان آن زمان گرفتار منطق ارسطو و علوم يونانيان بودند .
آثار جابر
بىشك جابر بن حيان يكى از پركارترين دانشمندان است و در غالب علوم و معارف تأليفاتى بسيار دارد . كثرت تأليف او دلالت بر قدرت زندهء فوقالعادهء او مىكند به طورى كه نظير او را كمتر مىتوان يافت .
گرچه در صحت انتساب اين آثار به جابر ترديد شده است ولى دليلى در دست نيست كه انتحال و ساختگى بودن اين تأليفات را برساند مخصوصا كه تصريحات بسيارى از دانشمندان ، انتساب اين آثار را به او تأكيد مىكند و دليلى قانعكننده در رد اين انتساب نداريم .
و تنها شك و ترديد در امرى بدون اينكه مستند به دليلى آشكار و قانعكننده باشد قابل توجه و اعتناء نيست . ازاينرو مىتوان صحت انتساب غالب آن آثار را به جابر به علل زير تأييد كرد :
1 - كسانى از قبيل النديم و مجريطى و رازى كه در دورانى نزديك به عصر جابر مىزيستند اين آثار و تأليفات را به او نسبت دادهاند .
2 - عدهاى از كسانى كه زمانشان قريب به زمان جابر بود به شرح برخى از آثار او پرداختهاند از قبيل ابو بكر رازى كه كتاب الاس او را به شعر درآورده و همچنين كتاب الانثيين او را شرح كرده است و شلمغانى معروف به ابن ابى عزاقر و ابو قران نصيبى كه هريك جداگانه كتاب الرحمة او را شرح كردهاند .
3 - به طورى كه كراووس مىنويسد رسالههاى جابر از لحاظ اسلوب و استعمال لغات و از جهات ادبى به سبكى خاص نوشته شده است و ارتباط و همبستگى اين رسالهها باهم بسيار زياد است مثلا در هر رسالهاى به رسالهء ديگرش اشاره مىكند . اين وحدت در سبك