تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
اماميه و معتزله است با نظر اماميه مخالفت كرده و برخى از آراء معتزله را پذيرفته‌اند و ازاين‌جهت در آن موارد منفرد به شمار مىروند . از آشكارترين موارد آن مسئلهء « احباط « 1 » » و « موافات « 2 » » است و اينكه ظهور معجزه و كرامت از ائمه محال است . خاندان نوبخت در اين مسئله با معتزله هم‌عقيده هستند و با گروه هم‌كيش خود يعنى اماميه مخالفت كرده و قائل به احباط و موافات شده ، همچنين ظهور معجزه را از ائمه محال دانسته‌اند .

[ آراء و نظريات كلامى نوبختيان ]

شيخ مفيد پاره‌اى از آراء و نظريات كلامى نوبختيان را در كتاب خود اوائل المقالات آورده و آنها را به بنى نوبخت نسبت داده است و مراد از بنى نوبخت پيشوايان آنان در كلام و صاحب‌نظران اين خاندان است كه در رأس آنها ابو سهل بن على نوبختى و ابو محمد حسن بن موسى نوبختى قرار گرفته‌اند كه از مشهورترين افراد اين خانواده در فلسفه و كلام و علوم ديگر بودند . آرائى كه شيخ مفيد نقل كرده مخالف آراء اكثريت متكلمان شيعهء اماميه است و عبارتند از :
هامش
( 1 ) - مقصود از احباط در نظر آنها اين است كه اگر شخصى كار نيك و پسنديده‌اى كند و مستحق پاداش آن گردد ولى پس از آن عملى انجام دهد و مستحق عقابى بزرگتر از ثواب كار پيشين شود با اقدام بر اين گناه كليهء اعمال نيك او ساقط و بىاثر مىشود . البتّه اين خلاف شامل مسئلهء كفر نمىشود زيرا كفر ، بدون هيچ‌گونه اختلاف ، كليهء طاعات و عبادات و اعمال نيك را كه قبل از كفر انجام يافته است از بين مىبرد همچنان‌كه ايمان كليهء گناهان بيش از آن را بىاثر مىسازد . اين گفتار منسوب به برخى از معتزله است كه در رأس آنها ابو على جبايى قرار دارد . اما ابو هاشم ، از پيشوايان معتزله ، معتقد به موازنه در اعمال انسان است . به اين كيفيت كه كارهاى نيك مردم نيكوكار را با كارهاى بد آنها موازنه مىكنند و از هر دو مقدارى مساوى كاسته مىشود مثلا ده عمل نيك با نه عمل بد موازنه مىشود و از هريك از آنها نه قسمت ساقط مىشود و يك عمل صالح مىماند كه ثواب آن را خواهد گرفت . ( 2 ) - خلاصهء معناى موافات - با توجه به اينكه اين مسئله از فروع احباط است - اين است كه آيا استحقاق ثواب و عقاب مترتب بر نفس طاعت و معصيت است يا مشروط بر اينست كه مكلف در هنگام مرگ مؤمن و يا كافر باشد . پس اگر كسى مؤمن و مطيع باشد سپس كافر و معصيت‌كار شود آيا همين عمل ، كاشف از عدم ايمان او درگذشته است يا نه ؟ همچنين است در صورتى كه كافر و خطاكار بوده و سپس مؤمن شود . در اينجا پرسشى علمى پيش مىآيد و آن اين است كه آيا امكان دارد كه مؤمنى ، كافر شود يا نه ؟ جمعى معتقدند كه ايمان حقيقى ممكن نيست به كفر تبديل شود . شيخ مفيد و شريف مرتضى و اكثريت شيعه همين عقيده را دارند و مىگويند : اگر كسى پس از ايمان كافر شود اين عمل كاشف از آن است كه ايمان او درگذشته حقيقى نبوده است و چنين كسى اصولا مستحق پاداشى براى ايمان خود نيست و در صورتى مستحق پاداش است كه به هنگام مرگ نيز مؤمن و نيكوكار باشد و همچنين است وضع در عقاب . بسيارى از معتزله بر آنند كه ممكن است مؤمن ، كافر شود و با آنكه مدتى از عمر خود را با ايمانى واقعى گذرانده است به حال كفر برگردد و او در حال ايمان مستحق پاداش است و مشروط به رسيدن مرگ او در حال ايمان نيست . آل نوبخت با بسيارى از معتزله در اين عقيده موافقت داشتند . - اوائل المقالات مفيد ، ص 100 - 101 و حاشيهء آن و نيز شرح تجريد ، ص 260 ، چاپ صيدا و كتاب حقايق الايمان شهيد ثانى ، ص 136