1 - زيادت و نقصان قرآن . « 1 »
2 - بسيارى از اطاعتكنندگان در همين دنيا پاداش اطاعت خود را دريافت مىكنند و در آخرت سهمى ندارند .
3 - معجزه از نمايندگان مخصوص و سفيران و اميرانى كه ائمه تعيين مىكنند سر نمىزند .
4 - ائمه ، كلام ملائكه را نمىشنوند . « 2 »
5 - واليان ائمه عليهم السلام بايد با نص و تصريح الهى برگزيده شوند . « 3 »
6 - صحت « احباط » چنان كه معتزله گفتهاند . « 4 »
7 - آنكه بسيارى از كافران به خداى متعال معترفند و در بسيارى از كارهاى خود از او اطاعت مىكنند و پاداش اطاعت خود را در دنيا دريافت مىدارند بر خلاف نظر جمهور علماى اماميه كه مىگويند كسى كه عارف به خداست كافر نمىشود و كسى كه منكر وجود خداست او را اطاعت نمىكند . « 5 »
8 - اينكه مردم فاسق نيز مؤمنند و ايمان بر آنان اطلاق مىشود . « 6 »
9 - اينكه ائمه به تمامى صنعتها و لغات عالمند ، كه بر خلاف نظر جمهور اماميه بوده ولى خاندان نوبخت از نقطهنظر عقل و قياس بدان معتقدند . « 7 »
10 - آنكه نبوت انبيا و امامت ائمه از روى استحقاق است ، زيرا جامع صفاتى هستند كه آنها را شايستهء احراز اين مقام نموده است ؛ و نبوت انبيا و امامت ائمه تفضلى از جانب خدا برايشان نيست - بر خلاف نظر جمهور اماميه و معتزله و اهل حديث . « 8 »
11 - اينكه محال است معجزه به دست ائمه عليهم السلام انجام يابد . اين نيز بر خلاف رأى جمهور اماميه است . همچنين نوبختيان ظهور كرامت را از كسانى كه از طرف امام منصوب شدهاند ممنوع مىدانند . « 9 »
با آنكه اين مسائل از نوع مسائل نظرى محض است و جز در نزد مردمان فكور جاى ديگر مورد بحث و انتقاد قرار نمىگيرد ولى در زمانهاى سابق اين مسائل مورد عنايت و
هامش
( 1 ) - اوائل المقالات ، ص 98 ، مسئلهء زيادت و نقصان در قرآن بهطور قطع بر خلاف حقيقت است زيرا قرآن در حين نزول توسط چند نفر از صحابه نوشته مىشد و تمام اصحاب حاضر در محضر رسول ( ص ) قرآن را حفظ داشتند و عثمان خليفهء سوم با تأكيد بسيار و مراقبت تمام قطعات مكتوب قرآن را جمع كرد و يك جا گذاشت و يادداشتهاى متفرقه را سوزانيد - وجود امام على ( ع ) و چند نفر از اصحاب دائم الحضور كه هيچگونه ملاحظهاى در كار آنها نبود اگر نقص يا زيادتى مىديدند بهطور قطع با تأكيد و اصرار تذكر مىدادند - دلائل ديگرى هم بر صحت اين بيان هست كه به ترجمهء كتاب المعجزة الخالدة آية اللّه هبة الدّين شهرستانى و به رسالهء اعجاز كه به ترتيب ترجمه و تأليف مترجم است رجوع شود . - م .
( 2 و 3 و 4 ) - - كتاب اوائل المقالات ، صص 98 - 104
( 5 ، 6 ، 7 ، 8 و 9 ) - - كتاب اوائل المقالات ، صص 98 تا 104