تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
بر الفاظ فزونى دارد و او ، على بن عبيده است و ديگرى ، ابو زيد است كه الفاظ و معانى گفتار او باهم توافق دارند . ابو حيان توحيدى در كتاب النظائر خود دربارهء ابو زيد مىگويد : « در عراق ابو زيد بلخى را جاحظ خراسان مىنامند . » ابو حيان توحيدى كه خود در جهان فكر و ادب نيز خودپسندى معروف است با نهايت ميل و رغبت نسبت به ابو زيد بلخى در كتاب خود تقريظ الجاحظ اين‌طور مىگويد : « اعتقاد من ، در مورد متقدمين و متأخرين بر اينست كه اگر همهء مردم دست‌به‌دست هم بدهند و سراسر روزگار را به مدح جاحظ و ابو حنيفهء دينورى و ابو زيد بلخى و نشر فضائل و دانش و تصنيفات آنان بپردازند باز از اداى حق آنان عاجز خواهند ماند . . . اما ابو زيد بلخى كسى است كه تاكنون نظير نداشته است و در آينده هم گمان نمىرود نظيرى پيدا كند . كسى كه در كلمات او كه در كتابش اقسام العلوم آمده است بررسى و دقت كند يا كتاب اختلاف الامم ، يا كتاب نظم القرآن و كتاب اخبار النبيين و كتاب البدء و المثال و رسائل او را كه به برادران خود نوشته و جوابهاى او را كه در مورد سؤالهايى كه از او مىشد داده است ملاحظه كند آن‌وقت خواهد دانست كه ابو زيد بلخى گنجينهء درياى وجود و دانشمندى است كه به جمع حكمت و شعر « 1 » توفيق يافته است زيرا ديده نشده است كسى جز ابو زيد بلخى به جمع حكمت و شريعت تا آن پايه توفيق يافته باشد . » « 2 » ابو زيد بلخى بدون شك نمايندهء فكر آزادى است كه بىمبالغه و مجامله ، شايستهء هرگونه تجليل و تقدير است . مستشرق معروف آدم متز در مقايسه بين جاحظ و ابو زيد چنين مىگويد : « . . . جاحظ شبيه به ولتر است اما ابو زيد كه به سال 321 ه / 933 م با عمرى متجاوز از هشتاد سال درگذشت ، سنگين‌تر و باوقارتر بود و بيشتر به الكساندر همبولت شباهت دارد كه از هواداران فكر آزاد در قرن نوزدهم ميلادى بود . ابو زيد علاوه بر اشتغال به فلسفه در نجوم و طب و جغرافى و علوم طبيعى نيز تحقيق و بررسى مىكرد . كتابى به نام نظم القرآن دارد كه در آن مطالب بسيار آموزنده را با عباراتى لطيف به كار برده و از تأويلات دور از ذهن نسبت به آيات كريمهء قرآن خوددارى كرده است . حسين بن على مروروزى كه به‌طور دايم مستمرى و وجوه به او مىرسانيد ، چون وى كتاب خود را در تأويلات نوشت ، مستمرى او را قطع كرد . همچنين جيهانى نيز برايش هدايايى مىفرستاد و چون كتاب
هامش
( 1 ) - معجم الادباء ، ج 3 ، ص 64 - 65 ، پابرگ به نقل از سلم الوصول ، ج 1 ، ص 86 . ( 2 ) - همان كتاب ، ج 3 ، ص 29