ادبيات محض « 1 » چيزى براى ما بهجاى نمانده از ادبيات اندرزى نيز هيچ به دست نيفتاده است .
در دوران نخستين دولت پارتها ، طبقهء حاكمه كه مركب از يك دسته خانوادههاى اشرافى بودند ، كه نسبشان محتملا به سكاها مىرسيد ، تمام همّ خود را مصروف ساختن و سازمان دادن به دولت مىداشتند . فرهنگ يونانى نفوذ داشت و پادشاهان ادبيات يونانى را برترى مىنهادند .
پلوتارك ، در زندگىنامهاى كه از كراسوس « 2 » نوشته ، صحنهاى از زندگى دربارى را حكايت مىكند كه در آن روح بربريت با پسنديدن فرهنگ يونانى تضادى شگرف دارد ؛ هرچند كه واسطهء تبليغ اين فرهنگ تنها يك تراژدى آكنده از تمايلات شيطانى بود كه توسط گروه كممايهاى از كمدينهاى يونانى بازى مىشد . پادشاه ارود ، به هنگام شكست كراسوس ، در دربار پادشاه ارمنستان اقامت داشت . قضا را ، در همان هنگام ، يك گروه هنرپيشگان يونانى نمايشنامهء بكشاى اثر اوريپد « 3 » را بازى مىكرد . همينكه ورود قاصدها را خبر دادند كه سر كراسوس را به نشانهء پيروزى از ميدان جنگ حران آورده بودند ، هنرپيشهاى به نام ياسون « 4 » سر رومى مقتول را به جمعيت نشان داده ، همراه با هلهلهء تمامى حضار ، اشعارى را برخواند كه زنان در حال مستى و خشم هنگام پارهپاره كردن بدن پانتئوس « 5 » خوانده بودند . بنا به گفتهء پلوتارك ، ميزان ارود ، يعنى ارتاوازد « 6 » ارمنى اشكانى ، خود ، تراژدىهاى يونانى مىنگاشت . لكن ، روزگار برافتادن دولتها ، تركتازىها و جنگهاى پىدرپى ، براى آفرينشهاى ادبى چندان مساعد نبود . پادشاهان و نجيبزادگان به شكار ، بازى ، مسابقه ، امور ادارى و قضائى اشتغال مىورزيدند . كارمندان و پيشكاران آنان ، اكثرا ، كاتبان آرامى الاصل ، و در ساختن و
هامش
( 1 ) . اين اصطلاح و اصطلاح « ادبيات عملى » كه پس از اين آمده از « سخنسنجى » مرحوم دكتر صورتگر برگرفته شد .
( 2 ) .Marcus Licinius Crassusاز كنسولهاى به نام رومى كه شورش بردگان را خوابانيد . در 5 ژوئن 53 ق م ، مغلوب پارتها شد و به قتل رسيد . مأخوذ از دايرة المعارف بروكهاوس .
( 3 ) .Euripidesيكى از سه تراژدىنويس به نام آتن ( 480 - 407 ق م ) ، تأثير نوشتههايش از عهد باستان گذشته و نويسندگان زيادى منجمله راسين و شيلر نيز از آن الهام گرفتهاند . موضوع نمايشنامهءBakchaiمرگpentheusپادشاه تب است كه چون از اجراى مراسم مخصوصDionysos( رب النوع شراب كه نام ديگرشBakchosاست و رومىها او راLieberمىناميدند ) سر باز زد ، مخالفان وى ، منجمله مادر خودشAgaue، به وى حمله كرده او را از هم دريدند . اين تراژدى منظوم در سالهاى 408 - 407 ق م تأليف شده و نخستينبار ، به سال 405 ق م ، در آتن نمايش داده شده است . به سال 1966W . H . AudenوH . W . Henzeاز آن اپرايى به نامDie Bassaridenساختهاند . مأخوذ ، منجمله ازKleines Lexikon der Antike.
( 4 ) .Jason( 5 ) . - به پانويس 3 ، همين صفحه .
( 6 ) .Artavazd