ادوار مختلف پيشرفت كيش مزديسناست و زبان آن آينهء اعصار مختلف تاريخ زبان ايرانى است . بىگمان ، بر اثر ناسازگارى سرنوشت است كه آنچه از اوستا بهجاى مانده ، از لحاظ پايههاى اخلاقى و عمق معانى ، به پاى كتابهاى دينى يهودى و مسيحى نمىرسد . ولى ، حتى قسمتهاى منفرد بقاياى برجاى مانده را نيز نمىتوان همطراز قسمتهاى منفرد كتاب مقدس ، مانند تورات ، پيامبران ، مزامير يا انجيلها دانست . اهميت عمدهء اوستا از آن رو است كه براى نخستين بار در تاريخ ، ثنويت ، يعنى تضاد شديد دو گوهر را كه در جهان ظاهر مىشوند و به وسيلهء مناسباتى كه با يكديگر دارند نوع و چگونگى دنيا و انگيزهها و تاريخ آن را تعيين مىكنند ، در قالب عبارات ريخت . ولى ، درست بر اثر همين ماهيت ثانوى هم بود كه اين آيين ، در جريان تحولات بعدى دين بشر ، نتوانست مقام رهبرى را احراز كند ، زيرا اين مقام مىبايست براى كيشهاى يكتاپرست محفوظ بماند .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: يان ريپكا
ص٣٧