خودكامگىهاى نادر فتورى كاملا توجيهپذير دامنگير ادبيات است . ظرافتكارىها و ريزهكارىهاى هندى فقط در آرامش مرگبار و دوران رژيمى منحط چون دوران سلسله صفويه ، كه مخارجش صرفا از راه كشاورزى تأمين مىشد ، مىتوانست رونق بگيرد ، نه در بحبوحهء اغتشاشات بزرگ و كوچكى كه در سدهء دوازده هجرى زخمهايى چنان كارى بر كشور وارد ساخت . شگفت آنكه ، در اين اثنا ، هرگاه پرتو تازهاى درخشيدن مىگرفت ، در اصفهان بود كه در خلال اين احوال اندكاندك از عواقب قتلعام دهشتزاى افغانان آسوده بود . بىگمان ، سنتهاى اين شهر ، كه روزگارى پايتخت بوده ، نيز در اين امر تأثيرى بهسزا داشته است . چند تن مردانى كه در رأس اين نهضت قرار دارند قريحههاى چندان درخشانى نيستند و اگر مىبينيم كه ، باوجود اين ، همهء آنها در مجاهدتهاى خود موفقيت چشمگير و مؤثرى دارند ، به حكم آن است كه ذوق زمان خود را نيكو درك كرده بودند و چون خود داراى سليقه و قدرت داورى بودند ، كژراهىهاى سبك هندى را بشناختند . نداشتن رابطه با هندوستان و ماوراء النهر نيز ممد تجدد و بازگشت از سرمشقهايى كه تا آن هنگام مورد تقليد بود شد . به همان نسبت كه سبك هندى جذبهء خود را از دست مىدهد ، لزوم دنبال كردن سنت سالم استادان كهن شعر و ادب فارسى بيشتر نمايان مىشود . نيمهء دوم سدهء هجده ، به مكتب دو سدهء گذشته پشت كرده به سوى شاعران متقدم بازمىگردد . بازگشت به معناى آزادى شعر است كه صد سال پيش از نثر تحقق يافت . از آن هنگام - و نه فقط از موقع روى كار آمدن قاجاريه يا ، صحيحتر بگوييم ، از جلوس فتحعلى شاه به بعد ، زيرا سلف او آغا محمد خان ، وحشىصفتى بيش نبود و با ادبيات مطلقا بيگانه بود - به بعد را بايد ، همآواز با محمد بهار 4 ، عصر نوين هنر شاعرى دانست كه سدهء هجده است و تا سوء قصد به ناصر الدين شاه دوام يافت .
در دورهء بازگشت ، راه ايران و هند به كلى از يكديگر جدا مىشود ، ايران راه خود را پيش مىگيرد ؛ ولى ، تركستان و افغانستان كماكان به هند وفادار مىمانند . در رأس اين رنسانس سيد محمد شعله ( وفات : 1160 ه . ) و مير سيد على مشتاق ( وفات : 1171 ه . ) قرار دارند كه هردو « اصفهانى » و با ادبيات كهن به خوبى آشنايند . بر اين دو ميرزا محمد نصير اصفهانى ( وفات :
1191 ه . ) را ، كه پزشك و دانشمندى مقيم شيراز بود ، مىافزاييم . شايستهترين آنان مشتاق ، استاد غزل ، است كه شيوهء پيشينيان را زنده كرد و معاصران جوان خود مثلا شاعر سودازده ، آقا محمد عاشق اصفهانى ( وفات : 1181 ه . ) ، و بالتبع نسل بعد ، مثلا حسين رفيق اصفهانى ( وفات :
1215 ه . ) ، را بر آن راه پرورانيد . اين دو تن پيشروان دستهء انبوه شاعرانى هستند كه به دور
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 432
مساهمون: يان ريپكا
ص٤٣٢