11 سدهء پرآشوب : دوازدهء هجرى / هجده ميلادى
نادرشاه ، كريم خان ، آغا محمد خان
اختلافات داخليى كه در دولت صفوى پديد آمده بود سرانجام چنان شدت يافت كه اين سلسله ديگر قادر نبود با نيروهايى كه در اختيار داشت بر آنها فايق آيد . روحانيان متعصب طراز اول و فوق العاده مقتدر شيعه با فئودالهاى دنيايى مبارزه مىكردند و اينان نيز خود به دستههاى مختلف تقسيم شده و با يكديگر در جنگ و ستيز بودند . بر اين كيفيت كه خود به تنهايى نفوذ طبقات حاكمه را تا آخرين حد ضعيف ساخته بود مقاومت روستاييان در برابر هردو مخدومان روحانى و دنيوى مزيد گشته آخرين ضربت را وارد آورد ، و از آن گذشته ، اختلافات مذهبى و در حقيقت ملى سرزمينهاى سنىمذهب تحت انقياد ، در برابر مذهب دولتى تشيع ، كه از مساهلت بويى نبرده بود ، بيشتر نمايان مىشد . عاقبت طبيعى اين تصادم نيروها شورش افغانها ، پى سپر كردن برقآساى ايران و سقوط سريع سلسلهء صفويه بود . قيام افغانها بنفسه امرى چندان غيرطبيعى نبود ، ولى آنچه در اينجا بيش از هرچيز ديگر درخور توجه است ويران ساختن كشور ، آن هم بدان طرز وحشتناك ، است كه در پايان بدان دست يازيدند . به سال 1730 ، نادر خان به حكومت دهشتانگيز سران افغان و حرص و يغماگرى دولتهاى همسايه پايان داد .
وى ابتدا نام تهماسب قلى خان ( يعنى غلام شاه تهماسب دوم ) بر خود گذاشته خويشتن را يك خدمتگزار مطيع و منقاد بازپسين شاهان صفوى و بىعلاقه به منافع شخصى قلمداد مىكرد .