تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
تسليم زور و جبر گشته صاحبان قدرت را حق آن نيست كه به تمتع از لذات زندگى بپردازند . » 25 از حافظ و نظامى ( و نيز امير خسرو ) سرمشق مىگيرد ، بدون آن‌كه به پاى هيچ‌يك از آنان در قلمرو خاص آنها برسد . بنا به گفتهء خود او ، « روىدادهاى كهن را با آهنگ‌هاى نوين ترنم كرده است » « 1 » لكن ، بعضى او را به سرقت ابياتى از شاعران متقدم و متأخر چون سعدى ، انورى و خسرو متهم مىسازند 26 . از محاسن كلامش روانى و سادگى نسبى آن در برابر تصنعات و مغلق‌گويىهاى متداول سدهء نهم هجرى است . ولى ، جامى هم با تمامى رموز و دقايق سبك متصنع آشناست و در هر مقام كه ضرورت افتد آن را به كار مىبندد . مقلدى زبردست بود و توانست مأثورات را با سليقه‌اى خوش با مقتضيات زمان تطبيق دهد و با قريحهء درخشان خود ادبيات آسياى مركزى و ايران و تركيه و هند را متأثر سازد . ادبيات جغتايى نيز ، كه مظهرش در آن روزگار على شير نوايى ( 844 - 906 ه ) ، وزير عالىقدر و دوست و حامى جامى ، بود از اين تأثر بىبهره نماند . ناگفته نماند كه از شهرت فوق العاده‌اى كه جامى ، در دوران زندگى ، در ديار خويش و بيگانه ، از آن برخوردار بود بعدا ( بالاخص در ايران شيعىمذهب عهد صفوى ) كاسته شد و سرانجام اين شهرت به چند اثر وى محدود گشت . هنوز در سدهء يازده هجرى ، در عهد بيگلربگ‌ها از خاندان شاملو ، هرات به عنوان يك كانون ادبى محلى از ثمرات اين شهرت برخوردار بود 27 .

خارج از هرات ( بابافغانى و نفوذ او ، لسانى )

فعاليت ادبى همهء شاعرانى كه ذكرشان رفت در هرات نبود . مخصوصا آنان كه از حمايت فرمان‌روايان هرات برخوردار نبودند و يا فاصلهء زيادى از اين شهر داشتند به دربار سخاوتمند آق‌قوينلو در تبريز روى مىآورند . بابافغانى شاعر ( تولد : نيمهء دوم سدهء نهم هجرى در شيراز ) ، « حافظ كوچك » 28 ، انسانى شريف ، خوش‌قلب ، ازخودگذشته و بىبندوبار و باده‌گسارى اندوهناك و عاشق‌پيشه‌اى پرشور بود كه بيش از هفده سال در تبريز ، يعنى دربار رقيب هرات ،
هامش
( 1 ) .كهن‌مثنوىهاى پيران كار * كه ماندست از آن رفتگان يادگار اگرچه روان‌بخش و جان‌پرور است * در اشعار نو لذت ديگر استديوان كامل جامى ، به تصحيح هاشم رضى ، چاپ پيروز ، تهران ، 1341 ، ص 1