باشد ، حاكى از قدر و منزلت مؤلف است و او را در صف مقدم جاى مىدهد . اين آثار از لحاظ هنرى بسيار پرارج و از نظر جامعهشناسى و همچنين مردمشناسى بىنظير است . اشعار عربى زاكانى نشانهء وسعت دامنهء تحصيلات اوست . وى ، علاوهبر داستانهاى طنزآميز فارسى و عربى ، مطالب جدى نيز مىنوشت كه عشاقنامه و قصيدههاى مدحيه از آن جمله است . با وجود اين ، اهم ابداعات او ناظر بر انتقاد بىپرده و صريح از نظام اجتماعى است . در كتاب اخلاق الاشراف ، آداب و رسوم ايدهآل « كهن » را در برابر واقعيات مىنهد . لطيفه ، طنز ، شوخى نيشدار و سرزنش ابزار اوست . كتاب تعريفات او بسيار كوچك ، ولى حاكى از قريحهء سرشار وى است كه در آن تنها با يك سخن بهجا و مناسب يا ضمن يك جملهء كوتاه نقطهء ضعفى را كه شاخص هريك از طبقات است بيان مىكند . حتى گذشت زمان نيز به نظم و نثر زاكانى خللى وارد نياورده است و مناسبت و تازگى آن تا به امروز حفظ شده هنوز باب روز است . اينها با ارزشترين اسناد ادبى براى آشنا شدن با اوضاع ايران آن روز بهشمار است . او نيز ، چون حافظ ، مسائل خطرناك را در لفافهء اصطلاحات صوفيان بيان مىداشت . بهترين گواه بر نفوذ عميق زاكانى در طبقات ملت محبوبيت داستان كوچك هزلآميز و فكاهى و احتمالا به اعلا درجه سياسى 92 موش و گربه است كه چاپهاى سنگى ارزانقيمت آن ميان عموم مردم دست بهدست مىگردد . شايد يكى از علل آنكه نقادان ادبى متقدم و متأخر چنين مرد برجستهاى را ، چنانكه درخور اوست ، مورد توجه قرار نداده حداكثر نگاهى خيلى سطحى بر او افكندهاند ( فقط متجددان درصدد جبران اين اشتباهاند ) عدم ظرافت او باشد . شايد هم اصولا طنز او اين بىاعتنايى را باعث شده باشد ، چنانكه گويى طنز بسى دون شأن و علو مقامى است كه بىگفتوگو از ديرباز تا اين اواخر ، حاكم بر ادبيات فارسى بوده است . هرچه را سيماى ديگرى داشته جزء ادبيات به حساب نياورده حداكثر وسيلهاى براى سرگرمى فردىاش دانستهاند . ولى ، بىگمان ، علت اصلى اين بىاعتنايى نظر اصولى زاكانى است كه مخالف اشراف و بورژوازى شهرى « 1 » بوده است .
چنين توصيفاتى دربارهء بسحاق اطعمه ( نام اصلى شاعر فخر الدين احمد حلاج است ) به ظاهر بىمورد به نظر مىرسد . وى از معاصران نسبتا متأخر زاكانى و چون او شيرازى است ( وفات : اوايل سدهء نهم هجرى ) و واقعا هم چنانچه امعان نظر دقيقى به عمل نيايد ، وى جز مطايبهنويسى بىاهميت نمىنمايد . وجه امتيازش اين است كه در كليهء منظومات خود ، از هر
هامش
( 1 ) . باتوجه به خطمشى و ضوابط اين كتاب ، در اينجا ، به اقرب احتمال ، بورژوازى طبق تعريف كارل ماركس اراده شده .