تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
ظاهرا تحريف ندانستهء اين حقيقت است كه اين پادشاه براى قرار دادن مذهب شيعه در عداد مذاهب چهارگانهء تسنن كوشش‌هايى كرده است ) . به‌طور كلى ، به هركس كه توانسته تاخته است ( و البته ، در مواردى هم محق بوده است ) . سخنان نيش‌دارش دربارهء قابوس وشمگير و خواجه نصير الدين طوسى از اين جمله است . گذشته از اين لغزش‌ها ، كه ناشى از طرز فكر و نحوهء قضاوت مؤلف است ، باز هم ايراداتى بر اين كتاب وارد است ؛ خواه به حكم اشتباهاتى كه فقط صاحب‌نظران و متبحران در شعر و ادب فارسى متوجه آن مىشوند و خواه به علت اشتباهات كوچك و بىاهميتى كه ، در يكى دو مورد ، مترجم در پانويس بدان اشاره كرده است . با اين همه ، هيچ‌يك از نكاتى كه بدان اشاره شد از ارج اين كتاب نمىكاهد و بسيار حيف مىبود كه ترجمهء فارسى آن در دسترس فارسىزبانان ، كه صاحبان اصلى اين شعر و ادب‌اند ، قرار نمىگرفت . مترجم بدان مباهى است كه توانسته است با ترجمهء مهم‌ترين بخش اين كتاب ارزنده خدمتى انجام دهد و اميدوار است كه اين خدمت مورد قبول علاقه‌مندان قرار گيرد و نيمهء دوم كتاب هم ، به نحوى شايسته‌تر ، توسط ديگرى به فارسى برگردانده شود . لازم به تذكر است كه اين موفقيت ، با آن‌كه ناچيز است ، چندان آسان به دست نيامده و با دشوارىهايى همراه بوده است . اينك ، اجازه مىخواهد به اهم اين مشكلات اشاره كند ؛ ولى ، نه به آن منظور كه اين خدمت ناچيز را بزرگ‌تر از آن‌كه هست جلوه دهد ، بلكه بدين اميد كه خوانندگان ، با توجه به اين دشوارىها ، مترجم را در لغزش‌هايى كه ، به رغم همهء كوشش‌ها ، از آن مصون نبوده معذور دارند و ارباب بصيرت كرم كرده ، با تذكر اين لغزش‌ها ، و او و ناشر را در تصحيح چاپ‌هاى بعدى يارى فرمايند : يك مشكل ، سبك نامأنوس و مغلق كتاب بود كه شايد تا حدى از آن‌رو باشد كه اين متن ، خود ، ترجمه‌اى از اصل چك است و مترجمان آن نيز آلمانىزبان نبوده‌اند . در پاره‌اى موارد ، عبارات تا بدان حد پيچيده است كه درك مفهوم يك جمله ( كه گاهى شامل چندين جمله است ) فقط پس از صرف مدت‌ها وقت و مرور مكرر ميسر گشته است . مع ذلك ، مشكل اصلى اين نبوده است . آن‌چه بيش از هرچيز كار را بر مترجم سخت مىساخت تنوع مطالب كتاب و لزوم احاطه بر رشته‌هاى مختلف علوم انسانى و آشنايى با اصطلاحات خاص همهء آنها جهت درك صحيح مطلب و انجام يك ترجمهء صحيح بود . طبيعى است كه توفيق در ترجمهء يك متن علمى ، نه تنها مستلزم تسلط بر دو زبان ؛ بلكه به همان اندازه هم ، منوط به وارد بودن به مطلب است