تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
نظيره‌هاى غربى آن را اطلاق كرده است . از طرفى ، چون مؤلف اين كتاب را در درجهء اول براى اهل ديار و قارهء خود نگاشته ، به حق ، بر اين فرض بوده است كه خوانندگان آن با اين اسامى آشنايى دارند ؛ ولى ، طبيعى است كه غالب خوانندگان ايرانى تنها از نام اين آثار يا شاعران - كه بعضا چندان نام‌آور هم نيستند - بهره‌اى برنمىگيرند . از آن گذشته ، به‌طور كلى ، اين كتاب مبتنى بر مقدارى اطلاعات ادبى و اصطلاحات خاص نقد الشعر غربى است كه ، مخصوصا براى آن دسته از ايرانيان كه با ادبيات غرب آشنايى زيادى ندارند ، چندان مفهوم نيست . ترجمهء پاره‌اى از اين اصطلاحات خاص ادبيات غرب ، خود ، يكى از اشكالات مترجم بود . در تمام مواردى كه ضرورى به نظر رسيده ، تا آن‌جا كه امكانات مترجم و صفحات كتاب اجازه مىداده ، به مختصر توضيحاتى مبادرت شده است . نكتهء ديگرى كه بر ارج اين كتاب مىافزايد آن است كه مؤلف آن را به‌صورت جنگى از چكيدهء عقايد و نظريات خاورشناسان نامى شرق و غرب درآورده است تا بدان‌جا كه ، در پاره‌اى موارد ، به ظاهر ، فقط التقاطى از آثار ديگران مىنمايد و حال آن‌كه مطلقا چنين نيست و تقريبا ، در همه‌جا ، اظهار نظر مؤلف چاشنى اين خوان رنگين است . كثرت منابع و مآخذى كه به دست داده واقعا حيرت‌انگيز است و به اقرب احتمال ، همگى اين آثار مطالعه شده ؛ هرچند كه اشاره به همهء آنها در متن ميسر نبوده است . در ترجمهء انگليسى كتاب ، كه نه سال بعد منتشر شده ، تعداد منابع و مآخذ از آن هم بيش‌تر است ( در متن انگليسى ، قسمت‌هاى زيادى را در نيمهء دوم كتاب ، مخصوصا در بخش ادبيات تاجيكى ، بسط داده‌اند ؛ ولى ، در نيمهء اول كتاب ، كه اين ترجمه شامل آن است ، فقط در پنج مورد قسمت‌هايى اضافه شده است . مترجم اين قسمت‌ها را ناديده نگرفته به ترجمهء آن نيز مبادرت و براى مشخص ساختن آن از متن آلمانى در هر مورد به آن اشاره كرده است . از اين گذشته نيز از متن انگليسى زياد استفاده شده است . جاىبه‌جاى ، اختلافات كوچكى در اين دو متن وجود دارد كه ، با آن‌كه حائز اهميت نيست ، تا آن‌جا كه مشاهده شده ، اشاره‌اى بدان به عمل آمده است ، چنان‌كه مىتوان اطمينان داد كه اين ترجمه ، صرف‌نظر از فهرست منابع و مآخذ ، با متن انگليسى اختلافى ندارد ) . مهم‌ترين نكته‌اى كه اين اثر را ميان نظاير خود ممتاز مىسازد آن است كه مؤلف ، بر خلاف روش معمول ، تنها به ذكر نام و شرح‌حال شاعران و نويسندگان و برشمردن آثار آنان اكتفا نكرده ؛ بلكه ، براساس يك شيوهء خاص تاريخ‌نويسى « 1 » ، مقدم بر همه چيز ، علل و موجبات
هامش
( 1 ) . كه به آلمانىPragmatische Geschich tsschreibungمىگويند .