تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
حفظ كرده است . زبان ادبى فارسى درى با پذيرش عناصر گويشى گوناگون ، به تدريج ، غنى گشته و در نخستين مرحلهء آن ، اندك‌اندك ، همگى بقايايى كه از زبان فارسى ميانه در آن به جاى مانده از ميان مىرود . صورت‌ها يا ساختمان‌هاى كهنه‌اى كه گاه‌به‌گاه در آثارى مانند شاهنامه يا ويس و رامين به چشم مىخورد صرفا بر اثر وابستگى اين آثار با مآخذ فارسىشدهء فارسى ميانه و سنت‌هاى ملى است . براى درك اين معنى ، بايد توجه داشت كه نخستين آفرينندگان ادبيات فارسى درى و آنان كه نامشان با اولين مكتوب فارسى نو پيوند دارد از كجا برخاسته‌اند : اينان مردم مرو ، هرات ، بلخ ، گرگان ، طوس ، بادغيس و سغد بوده در سيستان ، خراسان و ماوراء النهر دست به كار بودند . زبان فارسى درى ، متقابلا ، بر زبان فارسى ميانهء پارسيان ، از لحاظ نوشتن اصوات ملفوظ در ادبيات زرتشتى ( پازند ) ، تأثير كرده است . در سدهء 4 ه / 10 م به تدريج ، در باختر ايران ، كه زير فرمان آل بويه است ، ادبيات فارسى درى تشكيل و صورت مىيابد . زبان ادبى استحكام يافته زبان عمومى سراسر ايران مىشود . البته ، نمىتوان ادعا كرد كه زبان ادبى فارسى درى ادامهء منحصربه‌فرد گويش معينى از فارسى ميانه است ؛ زيرا ، هرچه باشد ، زبان‌هاى ادبى پديده‌هايى هستند كه از عناصر برگزيدهء زبان‌هاى گوناگون درست شده‌اند ؛ ولى ، اين‌قدر مىتوان گفت كه مبانى زبان فارسى درى اصلا از جنوب باخترى است و با گويش‌هاى سلسله‌هايى كه از به دو آغاز تاريخ ايران ( هخامنشيان و بعدها ساسانيان ) فرمان‌روايى داشته‌اند هم‌بستگى دارد . به اين گويش‌ها ، به مرور زمان ، عناصر بسيارى از زبان‌هاى شمال باخترى و به مقدار كم‌ترى از خاور افزوده شده است . ايرانيان متجدد اصطلاح درى را براى زبان ادبى خود احيا كرده‌اند ؛ ولى ، بايد توجه داشت كه مفهوم اوليهء اين اصطلاح زبان روزمرهء حكومت غير دينى در اواخر دوران ساسانيان است ؛ آن‌چنان كه تا آغاز نخستين شكوفايى ادبيات فارسى نو در دربار سامانيان ، در ايران شمال خاورى ، به‌صورت ادبى زبان فارسى درى شكل گرفته بود .

گرايش فارسى درى به تازى 2

زبانى كه ايران دوران اسلامى با آن نگارش را آغاز مىكند ، از لحاظ صرفى ، از ابتدا تا به امروز ، در مرحلهء ثابتى از تكامل باقى مانده است و فقط ، گاه‌به‌گاه و به تدريج ، صورت‌هاى نسبتا كهنه يا كوتاه‌تر و ساده‌تر شده و يا به كلى متروك مىشود ؛ ولى ، از لحاظ گنجينهء لغات ، دگرگونىهاى بيش‌ترى به چشم مىخورد . مجموعهء كهن لغات ديگر وافى به نيازمندىهاى