دستنويسهايى كه در قلمرو پيشين دولت ختن ، در تركستان چين ، كشف شده مربوط به دوران بعدى ( سدهء 7 - 10 ) است . در نتيجهء بررسىهايى كه به عمل آمده ، ثابت شده كه اكثريت قابل توجه اين قطعات و آثار عبارت از ترجمههايى از كتابهاى سانسكريت و تعداد كمترى از آن ترجمههايى از زبان لاتينى است . مطالب آنها شامل افسانههاى دينى و متنهاى بودايى ، آفرينشهاى حماسى ( مثلا تحريرى از افسانهء راما « 1 » ) ، كتابهاى پزشكى و جز آنهاست . در زير ، قطعهاى در وصف بهار ، به عنوان نمونهاى از ابداعات شعرى و تلفيق كلمات ، نقل مىشود :
بهار آغاز گشت ، هواى گيتى گرمتر شد ، بر همهء درختان شكوفههاى رنگارنگ شكفتن گرفت .
پيچكها جوانه مىزنند و از باد سخت در تك و تاباند .
بادى كه از درختان بدين سوى وزان است رايحهاى دلپذير دارد .
درياچههاى ( پر از ) نيلوفر آبى « 2 » شكوفا مىشود ، ( و همچنين ) چشمهسارها ، بركهها ، تپهها ، پرندگان نغمههايى دلنشين ساز مىكنند .
آبها به كنار چشمه ( ؟ ) در امتداد كرانهء سبز روان شدند .
روزها مهآلودند ، موجودات جاندار به منتها درجه در جوشوخروشاند .
( بايلى )
در مرالباشى ( در خاور كاشغر ) ، آثار مكتوبى به دست افتاده كه زبانش مسلما يك گويش سكايى است . شكى نيست كه چندين گويش سكايى وجود داشته . از آن عده از اين گويشها كه در سرزمين هندوستان بدان سخن گفته مىشده تقريبا هيچ بهجاى نمانده است . در زمينهء پژوهشها و بررسىهاى اسناد سكايى ، بيش از همه ، مديون لويمان ، ستن كونو و بايلى هستيم .
در آسياى مركزى ، تاكنون ، از زبان سارماتى ، كه صورتى جديدتر از گويشهاى سكايى است ( از اين گويشها آثار بسيار ناچيزى منجمله چند كلمه در نوشتههاى هرودوت بهجاى مانده ) و محتملا نزديكترين خويشاوند زبان خوارزمى است ، چيزى به دست نيامده است . از زبان آسى خاورى ميانه فقط چند كلمه به خط يونانى در كتيبهء مقبرهاى در دست داريم كه در
هامش
( 1 ) .Ramaدر اساطير هندى ششمين تجسد و يشنو است . ( - دايرة المعارف فارسى )
( 2 ) . نيلوفر آبى ، در ايران باستان و بهطور كلى در شرق باستان ، مظهر پاكى و زيبايى بوده است .