بقاياى ادبيات خوارزمى
زبان خوارزمى هم ، كه مركز آن خيوه ، واقع در ازبكستان بود ، مانند زبان سغدى كه تنها بازماندهء آن زبان يغنابى در درهء رودخانهء يغناب ، شاخهاى از رودخانهء زرافشان ، است ؛ به وسيلهء زبان و ملت ترك محو شد . از زبان خوارزمى فقط بقاياى كمى بهجاى مانده است . گذشته از فهرستى از روزها ، ماهها ، روزهاى جشن و تعطيل ، پارهاى نامهاى ستارگان و صور منطقة البروج ( در كتابهاى بيرونى ) ، تنها چيزهايى كه بهجاى مانده عبارت است از سكهها و بقاياى ناچيزى كه توسط باستانشناسان شوروى از زير خاك بيرون آورده شده و كلمات و عبارتى از دورانهاى متأخر اسلام در كتابهاى حقوقى ( در آثار ترجمانى در نيمهء اول سدهء دوازدهم و غزمينى در سدهء سيزدهم ) . توضيحات و تفسيراتى از لغات خوارزمى ، در دستنويسى از كتاب لغت زمخشرى ، در قسطنطنيه ، به دست آمده است . همچنانكه پژوهش و خواندن متنهاى سغدى را به گوتيو و بنونيست فرانسوى و مولر و رايشلت آلمانى مديونيم ، كشف تمدن خوارزمى و برانداختن پردهء ابهام آن بر اثر شايستگى تولستو « 1 » ، فريمان و ولين ، پژوهندگان و دانشمندان باستانشناس و زبانشناس شوروى ، ميسر شده است . بعد از آنها ، احمد زكى وليدى و هنينگ نيز در اين رشتهء نوين ، يعنى پژوهش دربارهء زبانها ، كار كردهاند .
تولستو ، در ناحيهء قديم خط خوارزم ، به تحقيقات باستانشناسى دامنهدارى دست زد ( 1937 - 1947 ) و ، با حفارىهايى كه به عمل آورد ، توانست تصوير روشنى از فرهنگ دولت و ملتى كه روزگارى حائز اهميت بوده و فقط بر اثر تهاجم مغولان برافتاده است . رسم كند . پيش از اين حفارىها ، تاريخ كهنترين آثار مكتوب زبان سغدى را كه تاكنون شناخته شده سدهء چهارم مىدانستيم و حال آنكه ، به گفتهء تولستو ، قدمت بقاياى نوشتههاى خوارزمى به سدهء سوم ميلادى مىرسد .
ادبيات سكايى
سومين زبان از خانوادهء زبانهاى ايرانى ، كه به تازگى كشف شده ، زبان ختن سكايى است كه سابقا آن را « آريايى شمالى » نيز مىخواندند . اين زبان يكى از گويشهاى ايرانى - سكايى ، و پيشرفت آن همطراز ايرانى ميانه است . نخستين آثار آن عبارت از كلمههاى منفردى ، در كتيبههاى هندى ، در آسياى مركزى ، مربوط به سه سدهء اول پس از ميلاد است . بقاياى
هامش
( 1 ) .S . P . Tolstovبا نويسندهء بهنام ، تولستوىA . K . Tolstoi، اشتباه نشود .