پس امّ احمد ودايعى كه در نزد او بود به آن حضرت سپرد و گفت : روزى كه آن گل بوستان نبوّت و امامت مرا وداع مىفرمود اين امانتها را به من سپرد و فرمود كه : كسى را به اين امر مطّلع نساز و هرگاه كه من فوت شدم پس هر يك كه از فرزندان من نزد تو آمد و از تو مطالبهء آنها نمود به او تسليم كن و بدان كه در آن وقت من دنيا را وداع كردهام .
پس حضرت آن امانتها را قبض فرمود و امر كرد كه از شهادت پدر بزرگوارش لب ببندد تا خبر برسد ، پس ديگر حضرت در دهليز خانه شب نخوابيد .
راوى گويد كه : بعد از چند روزى خبر شهادت حضرت موسى عليه السّلام به مدينه رسيد ، چون معلوم كرديم در همان شب واقع شده بود كه جناب امام رضا عليه السّلام به تأييد الهى از مدينه به بغداد رفته مشغول تجهيز و تكفين والد ماجدش گرديده بود ، آنگاه حضرت امام رضا عليه السّلام و اهل بيت عصمت به مراسم ماتم حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام قيام نمودند . [ 1 ]
( مؤلّف گويد كه ) : سيّد ابن طاووس رحمه اللّه در مصباح الزّائر در يكى از زيارات حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام اين صلوات را بر آن حضرت كه محتوى است بر شمّهاى فضايل و مناقب و عبادات و مصائب آن جناب نقل كرده شايسته است من آن را در اينجا نقل كنم :
اللّهمّ صلّ على محمّد و اهل بيته الطّاهرين ، و صلّ على موسى بن جعفر وصى الابرار ، و امام الاخيار ، و عيبة الانوار ، و وارث السّكينة و الوقار ، و الحكم و الآثار .
الّذى كان يحيى اللّيل بالسّهر الى السّحر بمواصلة الاستغفار ، حليف السّجدة الطّويلة ، الدّموع الغزيرة ، و المناجات الكثيرة ، و الضّراعات المتّصلة ، و مقرّ النّهى و العدل ، و الخير و الفضل ، و النّدى و البذل ، و مألف البلوى و الصّبر ، و المضطهد بالظّلم ، و المقبور بالجور ، و المعذّب فى قعر السّجون و ظلم المطامير ، ذى السّاق المرضوض به حلق القيود ، و الجنازة المنادى عليها بذلّ الاستخفاف ، و الوارد على جدّه المصطفى و أبيه المرتضى و امّه سيّدة
هامش
[ 1 ] الكافى ، ج 1 ، ص 312 .