تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1521

مساهمون:

ص١٥٢١
براى او است اجر و بر رعيّت شكر ، و هر سلطانى كه ستم كرد از براى او است وزر و بر رعيّت است صبر تا بيايد ايشان را فرجى . [ 1 ] شيخ سعدى گفته :
شنيدم كه خسرو به شيرويه گفت * در آن دم كه چشمش ز ديدن نهفت بر آن باش تا هر چه نيّت كنى * نظر در صلاح رعيّت كنى چراغى كه بيوه‌زنى بر فروخت * بسى ديده باشى كه شهرى بسوخت بد و نيك چون هر دو مىبگذرند * همان به كه نامت به نيكى برند الا تا به غفلت نخوابى كه نوم * حرام است بر چشم سالار قوم نيايد به نزديك دانا پسند * شبان خفته و گرگ در گوسفند غم زير دستان بخور زينهار * بترس از زبر دستى روزگار تو ناكرده بر خلق بخشايشى * كجا بينى از دولت آسايشى
( ششم : ) فرمود : به خدا قسم است كه نازل مىشود معونه به قدر مؤونه ، و نازل مىشود صبر به قدر مصيبت و كسى كه ميانه روى كند و قناعت نمايد نعمت بر او بماند ، و كسى كه تبذير و اسراف كند نعمت از او زايل گردد ، و ادا كردن امانت و راستى در گفتار روزى بياورد ، و خيانت و دروغ فقر و نفاق آورد ، و هرگاه خدا خواهد كه به مورچه شرّى برسد براى او دو بال بروياند آنگاه مورچه بپرد و مرغ هوا او را بخورد . [ 2 ] ( مؤلّف گويد كه ) : اين فقرهء اخير شايد اشاره باشد به آن كه آدم شكسته بال ضعيف الحال در سلامت است و هرگاه مال و اعوان پيدا كرد سر جنبان شود آن‌ها كه بالا دست او مىباشند سر او را بكوبند و او را هلاك كنند ، و ابو العتاهيه همين مطلب را به نظم در آورده و گفته :
و اذا استوت للنّمل اجنحة * حتّى تطير فقد دنا عتبه
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 354 . [ 2 ] تحف العقول ، ص 30 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 327 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1521 | الشيخ عباس القمي