و نيز در بحار به سند خود روايت كرده است كه بعد از وفات امام حسن عسكرى عليه السّلام به حسب ظاهر ، عثمان بن سعيد مشغول به تجهيز آن بزرگوار بود و حضرت صاحب الأمر عليه السّلام بعد از وفات پدر بزرگوارش او را به منصب جلالت و وكالت و نيابت برقرار فرمود ؛ و جواب مسائل شيعيان به توسّط او ، به ايشان مىرسيد . و آنچه اموال از سهم امام عليه السّلام بود به او تسليم مىنمودند و به بركت وجود صاحب الأمر عليه السّلام مشاهده مىنمودند از او امور غريبه و اخبار به مغيبات و اموالى را كه مىخواستند به او تسليم نمايند وصف او را از حلّيت و حرمت و مقدار آن را قبل از تسليم آنها خبر مىداد و آن كه صاحبان اموال كيانند ، و همهء آنها از جانب حجّة اللّه به او اعلام مىشد و او اخبار مىنمود ، [ 1 ] و همچنين بود حال باقى وكلا و سفراى آن حضرت كه به دلايل و كرامات از جانب آن حضرت سفارت و نيابت داشتند .
دوّم محمّد بن عثمان بن سعيد عمروى
( دوّم ) : از وكلا و سفراى آن حضرت پسر او ، محمّد بن عثمان بن سعيد عمروى [ 2 ] بود كه حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام او و پدرش را توثيق نموده و به شيعيان خود خبر داد كه از وكلاى فرزندم مهدى است و چون هنگام وفات پدرش عثمان بن سعيد عمروى رسيد توقيعى از جانب حضرت حجّت عليه السّلام بيرون آمد كه مشتمل بر تعزيتنامه بود در خصوص وفات پدرش و آن كه او نايب و منصوب از جانب ولىّ خدا است در امر سفارت و در مقام پدرش برقرار است ، و عبارت توقيع بنا به روايت صدوق و غير او كه نقل نمودهاند اين است :
انّا للّه و انّا اليه راجعون تسليما لامره ، و رضا بقضائه و بفعله ، عاش ابوك سعيدا و مات حميدا ، فرحمه اللّه و الحقه بأوليائه و مواليه عليهم السّلام ، فلم يزل فى امرهم ساعيا فيما يقرّبه الى اللّه عزّ و جلّ و اليهم ، نضّر اللّه وجهه و اقاله عثرته .
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 346 .
[ 2 ] كمال الدين ، ج 2 ، ص 510 ؛ الغيبة ، ص 219 .