تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2139

مساهمون:

ص٢١٣٩
مذكور است كه روزى به خدمت حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام مشرف شدم عرض كردم : اى سيّد و مولاى من ! هميشه از براى من ميسّر نمىشود كه خدمت شما مشرّف شوم پس سخن كه را قبول كنم و به أمر چه كسى اطاعت نمايم ؟ فرمود كه : اين ابو عمرو [ 1 ] مردى است ثقه و امين من ، هر چه به شما بگويد از جانب من مىگويد ، و آنچه به شما مىرساند از جانب من مىرساند . و چون حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام به دار بقا رحلت نمود روزى به خدمت امام حسن عسكرى عليه السّلام رسيدم و به آن حضرت نيز عرض كردم به مثل آنچه به پدر بزرگوارش عرض كرده بودم ، فرمود كه : اين ابو عمرو مرد ثقه و امين است ، هم ثقهء امام گذشته بود و هم ثقهء من است ، هم در حال حيات و هم بعد از وفات من هر چه به شما مىگويد از جانب من مىگويد و آنچه به شما مىرساند از جانب من مىرساند . [ 2 ] و علّامهء مجلسى - عليه الرّحمة - در بحار نقل كرده است كه : جماعتى از ثقات اهل حديث روايت كرده‌اند كه : جمعى از اهل يمن به خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام مشرّف شدند و اموالى به خدمت آن امام عالميان آورده بودند ، پس آن بزرگوار فرمود : اى عثمان ! بدرستى كه تو وكيل و امين مال خدايى ، برو اموالى را كه آورده‌اند از اهل يمن قبض كن . اهل يمن عرض كردند كه : اى مولاى ما ! به خدا سوگند كه هرآينه عثمان از برگزيدگان شيعهء تو است بدرستى كه آنچه در نزد ما بود از منزلت و مرتبت او در نزد شما امروز زياد نمودى بدرستى كه او معتمد در نزد شما است در خصوص مال خدا . فرمود : بلى شاهد باشيد كه عثمان بن سعيد عمروى وكيل من است و پسرش محمّد بن عثمان وكيل پسرم مهدى است . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] كنيهء عثمان بن سعيد است . [ 2 ] نك : الغيبة ، ص 354 . [ 3 ] بحار الأنوار ، ج 51 ، ص 345 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 409 .