من بر تو بگريم و خلق از تو دست كشيده باشند » تا آخر دعا كه نمونهاى است از درد دل آن كه جامى از چشمهء محبّت آن جناب نوشيده .
و ديگر : ممنوع بودن آن سلطان عظيم الشّأن از رتق و فتق و اجراى احكام و حقوق و حدود و ديدن حقّ خود در دست غير خود .
از حضرت باقر عليه السّلام روايت است كه فرمود به عبد اللّه بن ظبيان كه : هيچ عيدى نيست براى مسلمين نه قربان و نه فطر مگر آن كه تازه مىكند خداوند براى آل محمّد عليهم السّلام حزنى را .
راوى پرسيد چرا ؟
فرمود كه : ايشان مىبينند حقّ خود را در دست غير خودشان . [ 1 ]
و ديگر : بيرون آمدن جمعى از دزدان داخلى دين مبين از كمين ، و افكندن شكوك و شبهات در قلوب عوام بلكه خواصّ ، تا آن كه پيوسته دسته دسته از دين خداوند بيرون روند ، و علماى راستين از اظهار علم خود عاجز ، و صادق شده وعدهء صادقين عليهم السّلام كه خواهد آمد وقتى كه نگاه داشتن مؤمن دين خود را مشكلتر است از نگاه داشتن جمرهاى از آتش در دست . [ 2 ]
شيخ نعمانى روايت كرده از عميره دختر نفيل كه گفت : شنيدم حسين بن على عليه السّلام مىفرمايد : نخواهد شد آن امرى كه شما منتظر آنيد تا اين كه بيزارى جويد بعضى از شما از بعضى ، و خيو اندازد بعضى از شما در صورت بعضى ، و شهادت دهد بعضى از شما به كفر بعضى و لعن كند بعضى شما بعضى را ، پس گفتم به آن جناب كه خيرى نيست در آن زمان ؟ پس حسين عليه السّلام فرمود : تمام خير در آن زمان است ، خروج مىكند قائم ما و همهء آنها را دفع مىكند .
و نيز از جناب صادق عليه السّلام خبرى نقل كرده به همين مضمون .
هامش
[ 1 ] علل الشرائع ، ص 389 ؛ التهذيب ، ج 3 ، ص 289 ؛ فروع الكافى ، ج 4 ، ص 170 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 324 .
[ 2 ] الغيبة نعمانى ، ص 205 و 206 .