و به سبب هدايت او ، همه از صلحاء و ابرار شدند و اين فضيلت بزرگى است كه از خصايص او است .
دوم : كمالات نفسانيّه و صفات انسانيّه كه در آن جناب بود از صبر و تقوى و رضا و تحمّل مشقّت عبادت و سكون نفس و دوام اشتغال به ذكر خداى تعالى .
و هرگز در خانهء خود از اهل و اولاد و خدمتگزاران ، چيزى از حوائج نمىطلبيد مانند غذا در ناهار و شام و قهوه و چاى و قليان در وقت خود با عادت به آنها و تمكّن و ثروت و سلطنت ظاهره و عبيد و اماء و اگر آنها خود مواظب و مراقب نبودند و هر چيزى را در محلّش نمىرسانيدند ، بسا بود كه شب و روز بر او بگذرد بدون آن كه از آنها چيزى تناول نمايد . اجابت دعوت مىكرد و در وليمهها و مهمانىها حاضر مىشد لكن به همراه كتبى بر مىداشتند و در گوشهء مجلس مشغول تأليف خود بودند و از صحبتهاى مجلس ايشان را خبرى نبود مگر آن كه مسأله پرسند جواب گويد .
و ديدن [ 1 ] آن مرحوم در ماه رمضان چنين بود كه نماز مغرب را با جماعت در مسجد مىكرد ، آنگاه نافلهء مقرّر مغرب را كه در ماه رمضان كه از هزار ركعت در تمام ماه حسب قسمت به او مىرسد مىخواند و به خانه مىآمد و افطار مىكرد و برمىگشت به مسجد به همان نحو نماز عشا را مىكرد و به خانه مىآمد و مردم جمع مىشدند .
اوّل ، قارى حسن الصّوتى با لحن قرآنى ، آياتى از قرآن كه تعلّق داشت به وعظ و زجر و تهديد و تخويف مىخواند به نحوى كه قلوب قاسيه را نرم و چشمهاى خشك شده را تر مىكرد ، آنگاه ديگرى به همين نسق خطبهاى از نهج البلاغه مىخواند ، آنگاه سيّمى قرائت مىكرد مصائب ابى عبد اللّه الحسين عليه السّلام را ، آنگاه يكى از صلحاء مشغول خواندن ادعيه ماه مبارك مىشد و ديگران متابعت مىكردند تا وقت خوردن سحر ، پس هر يك به منزل خود مىرفت .
هامش
[ 1 ] بر وزن برزن ، خوى ، عادت ، دأب و روش .