تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2083

مساهمون:

ص٢٠٨٣
فرمود : دست خود را داخل در جيب خود كن . گفتم : در آن چيزى نيست . باز آن سخن را مكرّر فرمود به تندى ، پس دست در جيب خود داخل كردم در آن مقدارى كشمش يافتم كه براى طفل خود خريده بودم و فراموش كردم كه بدهم پس در جيبم ماند . آن‌گاه به من فرمود اوصيك بالعود ! اوصيك بالعود ! سه مرتبه . و « عود » به لسان عرب بدوى « پدر پير » را مىگويند يعنى : وصيت مىكنم تو را به پدر پير تو : آن‌گاه از نظرم غايب شد . پس دانستم كه او مهدى عليه السّلام است و اين كه آن جناب راضى نيست به مفارقت من از پدرم حتّى در شب چهارشنبه ، پس ديگر نرفتم به مسجد . [ 1 ] و اين حكايت را يكى از علماى معروفين نجف اشرف نيز براى من نقل كرد .

[ احسان و نيكى به پدر و مادر ]

مؤلّف ( عباس ) گويد كه : آيات و اخبار در توصيه به والدين و امر به احسان و نيكى به ايشان بسيار است و شايسته ديدم كه به ذكر چند حديث در اينجا تبرّك جويم : شيخ كلينى روايت كرده از منصور بن حازم كه گفت : گفتم به حضرت صادق عليه السّلام كه : كدام عمل افضل اعمال است ؟ فرمود : نماز در وقت آن و نيكى به والدين و جهاد در راه خدا . [ 2 ] و نيز كلينى روايت كرده از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : مردى خدمت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شرفياب شد ، عرض كرد : يا رسول اللّه ! من رغبت دارم در جهاد و نشاط دارم ، حضرت فرمود : پس برو به جهاد در راه خدا . همانا اگر كشته شوى زنده باشى نزد خدا و روزى خورى و اگر بميرى اجرت با خدا باشد ، و اگر برگردى
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 245 ؛ جنة المأوى ، ص 245 - 246 . [ 2 ] الكافى ، ج 2 ، ص 127 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2083 | الشيخ عباس القمي