تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2033

مساهمون:

ص٢٠٣٣

فصل پنجم : در ذكر حكايات و قصص آنان كه در غيبت كبرى به خدمت امام زمان عليه السّلام رسيده‌اند

چه آن كه در حال شرفيابى شناختند آن جناب را ، يا پس از مفارقت معلوم شد از روى قرائن قطعيّه كه آن جناب بود ، و آنان كه واقف شدند بر معجزه‌اى از آن جناب در بيدارى يا خواب يا بر اثرى از آثار دالّه بر وجود مقدّس آن حضرت . بدان كه شيخ ما در نجم ثاقب در اين باب صد حكايت ذكر كرده [ 1 ] و ما در اين كتاب مبارك به ذكر بيست و سه حكايت از اين حكايات اكتفا مىكنيم ، و دو حكايت كه يكى حكايت حاجّ على بغدادى و ديگرى حكايت حاجّ سيّد احمد رشتى باشد در مفاتيح نقل كرديم .

حكايت اوّل : قصّهء اسماعيل هرقلى است

: عالم فاضل ، علىّ بن عيسى اربلى در كشف الغمّه مىفرمايد كه : خبر داد مرا جماعتى از ثقات برادران من كه در بلاد حلّه شخصى بود كه او را اسماعيل بن [ عيسى بن ] حسن هرقلى مىگفتند ؛ از اهل قريه‌اى بود كه آن را هرقل مىگويند ، وفات كرد در زمان من ، و من او را نديدم . حكايت كرد از براى من پسر او شمس الدّين ، گفت : حكايت كرد از براى من پدرم كه : بيرون آمد در وقت جوانى در
هامش
[ 1 ] النجم الثاقب ، ص 112 - 120 .