تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2002

مساهمون:

ص٢٠٠٢
حضرت برخاست و داخل خانه شد و بيرون آمد و كودكى بر دوشش مانند ماه شب چهارده و سه‌ساله مىنمود و گفت : اى احمد ! اين است امام بعد از من و اگر نه اين بود كه تو گرامى هستى نزد خدا و حجّت‌هاى او اين را به تو نمىنمودم ، اين فرزند نام و كنيت او موافق نام و كنيت حضرت رسول عليه السّلام است و زمين را پر از عدل خواهد كرد بعد از آن كه پر از جور و ستم شده باشد ، اى احمد ! مثل او در اين امّت مثل خضر و مثل ذو القرنين است . به خدا سوگند كه غايب خواهد شد غايب شدنى كه نجات نيابد از غيبت او از هلاك شدن و گمراه گرديدن مگر كسى كه خدا او را ثابت بدارد بر قول به امامت او و توفيق دهد خدا را كه دعا كند براى تعجيل فرج او . گفتم : آيا معجزه‌اى و علامتى ظاهر مىتواند شد كه خاطر من مطمئن گردد ؟ پس آن كودك به سخن آمد و به لغت فصيح عربى گفت : منم بقيّة اللّه در زمين و انتقام‌كشنده از دشمنان خدا ، و بعد از ديدن ديگر طلب اثر مكن ! احمد گفت كه : شاد و خوش‌حال از خدمت آن حضرت بيرون آمدم . در روز ديگر به خدمت آن حضرت رفتم و گفتم : يا بن رسول اللّه ! صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عظيم شد سرور من به آنچه كه انعام كردى بر من ، بيان كن كه سنّت خضر و ذو القرنين كه در آن حجّت خواهد بود چيست ؟ حضرت فرمود كه : آن سنّت طول غيبت است ، اى احمد ! گفتم : يا بن رسول اللّه ! غيبت او به طول خواهد انجاميد ؟ فرمود : بلى به حقّ پروردگار من آن قدر به طول خواهد انجاميد كه برگردند از دين اكثر آن‌ها كه قايل به امامت او باشند و باقى نماند بر دين حقّ مگر كسى كه حقّ تعالى عهد و ولايت ما را در روز ميثاق از او گرفته باشد و در دل او به قلم صنع ايمان را نوشته باشد و او را مؤيّد به روح ايمان گردانيده باشد . اى احمد ! اين از امور غريبهء خدا است و رازى است كه رازهاى پنهان او و غيبى است از غيب‌هاى او پس بگير آنچه كه به تو عطا كردم و پنهان دار و از جملهء شكر كنندگان باش تا روز قيامت
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 2002 | الشيخ عباس القمي