اين آيهء كريمه موافق احاديث معتبره در شأن آن حضرت و آباء بزرگوار آن حضرت نازل شده و ترجمهء ظاهرش اين است كه : مىخواهيم منّت گذاريم بر جماعتى كه ايشان را ستمكاران در زمين شما ضعيف گردانيدهاند و بگردانيم ايشان را پيشوايان در دين ، و بگردانيم ايشان را وارثان زمين و تمكن و استيلا بخشيم ايشان را در زمين و بنماييم فرعون و هامان را و لشكرهاى ايشان را از آن امامان آنچه را حذر مىكردند .
پس حضرت صاحب الأمر - صلوات اللّه عليه - ، صلوات بر حضرت رسالت و حضرت امير المؤمنين و جميع امامان فرستاد تا پدر بزرگوار خود ، پس در اين حال مرغان بسيار نزديك سر مبارك آن جناب جمع شدند پس به يكى از آن مرغان صدا زد كه اين طفل را بردار و نيكو محافظت نما و هر چهل روز يك مرتبه به نزد ما بياور .
مرغ آن جناب را گرفت و به سوى آسمان پرواز كرد و ساير مرغان نيز از عقب او پرواز كردند ، پس حضرت امام حسن عليه السّلام فرمود : سپردم تو را به آن كسى كه مادر موسى ، موسى را به او سپرد ، پس نرجس خاتون گريان شد ، حضرت فرمود :
ساكت شو كه شير از پستان غير تو نخواهد خورد و به زودى آن را به سوى تو بر مىگردانند چنانچه حضرت موسى را به مادرش برگردانيدند ، چنانچه حقّ تعالى فرموده است كه : پس برگردانيديم موسى را به سوى مادرش تا ديدهء مادرش به او روشن گردد . [ 1 ]
پس حكيمه پرسيد كه : اين مرغ كى بود كه صاحب را به او سپردى ؟
فرمود كه : او روح القدس است كه موكّل است به ائمّه كه ايشان را موفّق مىگرداند از جانب خدا و از خطا نگاه مىدارد و ايشان را به علم زينت مىدهد .
حكيمه گفت : چون چهل روز گذشت به خدمت آن حضرت رفتم چون داخل شدم ديدم طفلى در ميان خانه راه مىرود .
گفتم : اى سيّد من ! اين طفل دوساله از كيست ؟ حضرت تبسّم نمود و فرمود
هامش
[ 1 ] سورهء قصص ، آيهء 13 .