حسن بن موسى نوبختى فيلسوف صاحب كتاب الفرق است ، و از سعادت ابو سهل است كه به شرف ملاقات امام زمان - صلوات اللّه عليه - نايل شده چنان كه در ذكر وفات حضرت عسكرى عليه السّلام خبرش گذشت .
و اين شيخ جليل سبب شد از براى رسوا شدن حلّاج ، زيرا كه حلّاج به خاطر آورد كه ابو سهل را مانند ديگران تواند گول زد و به حيله او را به دام آورد و به خود خيال كرد كه چون سهل در نزد مردم مرتبهاى بلند دارد و به علم و ادب و عقل و دانش معروف و مشهور است هرگاه به دام او در آيد مردمان ضعفه و عوام بر او بگروند ، لاجرم براى او نوشت و او را به سوى خود دعوت كرد و اظهار كرد كه من وكيل صاحب الزّمان عليه السّلام مىباشم و مأمور شدم كه تو را دعوت كنم و مبادا در اين امر شكّ و ريبى براى تو حاصل شود .
ابو سهل چون بر مضمون كاغذ او مطّلع گشت ، براى او پيغام فرستاد كه اگر تو وكيل حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام مىباشى لا بدّ براى تو دلايل و براهينى باشد اينك به جهت آن كه من به تو ايمان آورم يك چيز كمى از تو خواهش مىكنم تا شاهد دعوت تو باشد و آن امر آسان اين است كه من دوست مىدارم جوارى را و فعلا چند جاريه دارم كه از وصال ايشان حظّ مىبرم لكن چون پيرى در سر و روى من اثر كرده ناچارم كه در هر هفته خضاب كنم تا سفيدى موى خود را از ايشان مستور دارم چه اگر ايشان ملتفت سفيدى موى من شوند از من كناره گيرند و وصالم مبدّل شود به هجران ، و شب تار گردد بر من روز تابان ، لاجرم من هر جمعه در تعب خضاب كردن مىباشم ، اگر تو در دعوت خود صادقى چنان كن كه ريش من سياه شود و ديگر محتاج به خضاب نباشم آن وقت من به مذهب تو داخل شوم و مردم را به سوى تو دعوت كنم .
چون اين پيغام به حلّاج رسيد دانست ، سهمش [ 1 ] خطا كرده و در اين اظهار رسوا گرديده ، ديگر جواب او نداد و رسول نزد او نفرستاد ، ابو سهل بعد از آن اين
هامش
[ 1 ] سهم : تير .