دوّم : احمد بن محمّد بن مطهّر است
: كه تعبير كرده از او شيخ صدوق به صاحب ابى محمّد عليه السّلام ، شيخ ما در خاتمهء مستدرك فرموده كه : مراد از صاحب ، آن نيست كه از اصحاب حضرت عسكرى عليه السّلام باشد و بس ، بلكه آنچه ظاهر شده براى ما آن است كه او قائم بر امور آن حضرت بود و رسيدگى در كارهاى آن جناب داشت و اين كاشف است از مرتبهاى كه فوق عدالت است .
و روايت كرده ثقهء ثبت على بن الحسين مسعودى در اثبات الوصيّة از حميرى از احمد بن اسحاق كه گفت : داخل شدم بر حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود به من اى احمد ! چگونه بود حال شما در آن چيزى كه مردم در او شك و ريب كردند ؟
گفتم : اى آقاى من ! وقتى كه رسيد به ما كاغذى كه در آن بود خبر سيّد ما و ولادت او يعنى حضرت حجّت عليه السّلام ، نماند از ما مردى و زنى و پسرى كه داراى فهم باشد مگر آن كه قايل به حقّ شد .
حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود : آيا ندانستيد شما كه زمين خالى نمىماند از حجّتى از جانب خدا ، پس امر كرد حضرت عسكرى عليه السّلام والدهء خود را به حجّ در سنهء دويست و پنجاه و نه و خبر داد او را به آنچه به او مىرسد در سال شصت ( يعنى خبر فوت خود را در سنهء دويست و شصت به والدهاش داد ) و حاضر كرد حضرت صاحب الأمر عليه السّلام را و وصيت كرد به او و تسليم كرد به آن حضرت اسم اعظم را و مواريث و سلاح و را و بيرون شد والدهء حضرت عسكرى عليه السّلام با حضرت صاحب - صلوات اللّه عليه - به سوى مكّه و ابو على احمد بن محمّد بن مطهّر متولّى كارهاى ايشان بود ، پس چون رسيدند به بعضى از منازل ، ملاقات كردند قافلههايى از اعراب را پس خبر دادند ايشان را به شدّت خوف و كمى آب ، پس برگشتند بيشتر مردم مگر آنهايى كه در ناحيه [ 1 ] بودند كه ايشان رفتند و
هامش
[ 1 ] شيخ كفعمى فرموده كه : ناحيه هر مكانى است كه صاحب الأمر عليه السّلام در آنجا بود در غيبت صغرا ، و وكلا تردّد