تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1950

مساهمون:

ص١٩٥٠
شيخ جليل ، سعد بن عبد اللّه راوى خبر مىگويد : چون از خدمت مولاى خود مراجعت كرديم و به سه فرسخى حلوان [ 1 ] - كه الآن معروف است به پل ذهاب - احمد بن اسحاق تب كرد و سخت ناخوش شد كه ما از او مأيوس شديم ، چون وارد حلوان شديم در كاروانسرايى منزل كرديم ، احمد فرمود : مرا امشب تنها گذاريد و به منازل خود رويد ، هر كس به منزل خود رفت ، نزديك صبح در فكر افتاديم ، پس چشم را باز كردم كه ناگاه كافور ، خادم مولاى خود ابى محمّد عليه السّلام را ديدم كه مىگويد : احسن اللّه بالخير عزاكم ، و جبر بالمحبوب رزيّتكم پ . س گفت : از غسل و كفن صاحب شما ، يعنى احمد فارغ شديم پس برخيزيد او را دفن كنيد پس بدرستى كه او عزيزترين شماها است به جهت قرب به خداوند در نزد آقاى شما ، پس از چشم ما غايب شد . [ 2 ] و حلوان همين پل ذهاب معروف است كه در راه كرمانشاهان است به بغداد و قبر آن معظّم نزديك رودخانهء آن قريه است به فاصلهء هزار قدم تقريبا از طرف جنوب و بر آن قبر بناى محقّرى است خراب و از بىهمّتى و بىمعرفتى اهل ثروت آن اهالى بلكه اهل كرمانشاه و متردّدين چنين بىنام و نشان مانده و از هزار نفر زوّار يكى به زيارت آن بزرگوار نمىرود ، و با آن كه كسى را كه امام عليه السّلام خادم خود را به طىّ الأرض با كفن براى تجهيز او بفرستد ، و مسجد معروف قم را به امر آن جناب بنا كند ، و سال‌ها وكيل در آن نواحى باشد بيشتر و بهتر از آن بايد با او رفتار كرد و قبرش را مزار معتبرى بايد قرار داد كه از بركت صاحب قبر و به توسط او به فيض‌هاى الهيّه برسند .
هامش
[ 1 ] حلوان يكى از شهرهاى عراق به شمار مىرفته كه پس از بصره ، كوفه ، واسط و بغداد از بزرگ‌ترين شهرهاى عراق بوده است نك : مراصد الاطلاع ، ج 1 ، ص 418 . [ 2 ] كمال الدين ، ج 2 ، ص 464 ؛ دلائل الامامه ، ص 274 ؛ الثاقب فى المناقب ، ص 585 ؛ بحار الأنوار ، ج 52 ، ص 78 ؛ تبصرة الولى ، ص 93 - 109 ؛ تأويل آيات الظاهرة ، ج 1 ، ص 299 ؛ الاحتجاج ، ج 2 ، ص 461 .