هشتم : قال عليه السّلام : لا تكرم الرّجل بما يشقّ عليه . [ 1 ]
فرمود : اكرام مكن شخص را به آن چيزى كه شاقّ و دشوار است بر او .
نهم : قال عليه السّلام : من وعظ أخاه سرا فقد زانه ، و من وعظه علانية فقد شانه .
فرمود : كسى كه موعظه كرد برادر خود را در پنهانى همانا آراست او را و كسى كه موعظه كرد او را آشكار همانا عيب كرد او را .
دهم : قال عليه السّلام : من انس باللّه استوحش من النّاس . [ 2 ]
فرمود : هر كسى كه انس به خدا گرفت وحشت كند از مردم .
( فقير گويد كه ) : اين فرمايش را شيخ سعدى در اين اشعار گنجانيده :
چنين دارم از پير داننده ياد * كه شوريدهاى سر به صحرا نهاد
پدر در فراقش نخورد و نخفت * پسر را ملامت نمودند [ 3 ] و گفت
از آنگه كه يارم كس خويش خواند * دگر با كسم آشنايى نماند
به حقّش كه تا حق جمالم نمود * دگر هر چه ديدم خيالم نمود
به صدقش چنان سر نهادم قدم * كه بينم جهان با وجودش عدم
دگر با كسم بر نيايد نفس * كه با او نماند دگر جاى كس
گر از هستى خود خبر داشتى * همه خلق را نيست پنداشتى
قال اللّه تعالى :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ .
[ 4 ]
و قال امير المؤمنين عليه السّلام : عظم الخالق عندك يصغّر المخلوق فى عينك . [ 5 ]
يازدهم : قال عليه السّلام : لو عقل اهل الدّنيا خربت . [ 6 ]
فرمود آن حضرت كه : اگر اهل دنيا دانايى و فهم داشتند و دريافت مىكردند ،
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 374 .
[ 2 ] بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 379 .
[ 3 ] بكردند ، كليات سعدى ، ص 197 .
[ 4 ] سورهء انعام ، آيهء 91 .
[ 5 ] نهج ، ح 129 .
[ 6 ] اعلام الدين ، ص 313 ؛ بحار الأنوار ، ج 78 ، ص 379 .