تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1909

مساهمون:

ص١٩٠٩
بدترين حالى . [ 1 ] ( مؤلّف گويد ) : از روايات ظاهر مىشود كه آن حضرت بيشتر اوقات محبوس و ممنوع از معاشرت بود ، و پيوسته مشغول بود به عبادت ، چنانچه از روايت بعد ظاهر مىشود . و مسعودى روايت كرده كه حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام پنهان مىكرد خود را از بسيارى از شيعيان ، خود مگر از عدد قليلى از خواص خود . و چون امر منتهى شد به حضرت امام حسن عليه السّلام ، از پشت پرده با خواصّ و غير خواصّ تكلّم مىفرمود ، مگر در آن اوقات كه سوار مىشد براى رفتن به خانهء سلطان ، و اين عمل از آن جناب ، و از پدر بزرگوارش پيش از او مقدّمه بود براى غيبت حضرت صاحب الزّمان عليه السّلام كه شيعه به اين مألوف شوند ، و از غيبت وحشت نكنند ، و عادت جارى شود در احتجاب و اختفاء . [ 2 ]

دوم

: روايت شده زمانى كه معتمد ، حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام را حبس كرد در دست علىّ بن حزين ، و حبس كرد جعفر برادرش را با او ، پيوسته معتمد خبر آن حضرت را از علىّ بن حزين مىپرسيد ، او مىگفت كه : روزها روزه مىگيرد و شب‌ها مشغول نماز است ، تا آن كه روزى از حال آن جناب پرسيد . على همان جواب را داد . معتمد گفت : همين ساعت برو به نزد او و او را از من سلام برسان ، و به او بگو برو به منزلت به سلامت . علىّ بن حزين گفت : رفتم به سوى زندان . ديدم بر در زندان حمارى زين كرده مهيّا است . داخل زندان شدم ، ديدم آن حضرت را نشسته ، موزه و طيلسان و شاشهء خود را پوشيده ( يعنى آن كه خود را مهيّا فرموده برود براى بيرون شدن از زندان و رفتن به منزل ! ) پس چون مرا ديد برخاست . من ادا كردم رسالت خود را ، پس
هامش
[ 1 ] الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 334 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 308 به نقل از الارشاد ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 429 با اختلاف اندك . [ 2 ] اثبات الوصية ، ص 231 .