تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1908

مساهمون:

ص١٩٠٨

فصل دوّم : در مختصرى از مكارم اخلاق و نوادر احوال حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام است

و در آن چند خبر است

:

اوّل

: شيخ مفيد و غيره روايت كرده‌اند كه بنى عبّاس داخل شدند بر صالح بن وصيف ، در زمانى كه حبس كرده بود حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام را و با او گفتند كه : تنگ بگير بر او و وسعت مده بر او . صالح گفت : چه كنم من با او ؟ همانا سپرده‌ام او را به دست دو نفرى كه بدترين اشخاص مىباشند كه من پيدا كرده‌ام ايشان را ، يكى به نام علىّ بن يارمش است ، و ديگر اقتامش ، و اينك آن دو نفر از اهل نماز و روزه گشته‌اند ، و رسيده‌اند در عبادت به مقامى عظيم . پس امر كرد آن دو نفر را آوردند ، پس ايشان را عتاب كرد و گفت : واى بر شما ، چيست شأن شما با اين شخص ؟ گفتند : چه بگوييم در حقّ مردى كه روزها را روزه مىگيرد و شب‌ها را تا به صبح به عبادت مشغول است ؟ تكلّم نمىكند با كسى و مشغول نمىشود به غير از عبادت . و هر وقت نظر بر ما مىافكند بدن ما مىلرزد و چنان مىشويم كه مالك نفس خود نيستيم و خوددارى نمىتوانيم بكنيم . آل عبّاس چون اين را شنيدند برگشتند از نزد صالح در كمال ذلّت به