بزرگوارش در سامره در همان قبّهء ساميه است .
و امّا سيّد محمّد [ 1 ] مكنّى به ابو جعفر پس او به جلالت قدر و نبالت شأن معروف است و بس است در شأن او كه قابليّت و صلاحيّت امامت را داشت ، و فرزند بزرگ حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام بود و شيعه گمان مىكردند كه او بعد از پدر بزرگوارش امام خواهد بود و پيش از پدر از دنيا رفت ، بعد از وفات او حضرت هادى عليه السّلام به امام حسن عليه السّلام فرمود :
يا بنىّ أحدث للّه شكرا أحدث فيك أمرا . [ 2 ]
اى پسر جان ! تازه كن شكر خدا را پس به تحقيق كه حقّ تعالى تازه فرمود در حقّ تو امرى را .
يعنى ظهور امر امامت آن حضرت .
و احاديث بدائيه در حال ابو جعفر بسيار نقل شده و جملهاى از آنها را شيخ مفيد و طوسى و طبرسى ايراد فرمودهاند . و شيخ طوسى و طبرسى روايت كردهاند كه جماعتى از بنى هاشم گفتند كه ما در روز وفات سيّد محمّد به خانهء حضرت امام على نقى عليه السّلام رفتيم ديدم كه از براى امام علىّ نقى عليه السّلام در صحن خانه بساطى گستردهاند و مردم دور آن حضرت نشستهاند و ما تخمين زديم عدد آن جماعت را كه دور آن جناب بودند از آل ابى طالب و بنى عبّاس و قريش به صد و پنجاه نفر مىرسيد به غير از موالى و مردمان ديگر ، پس ناگهان امام حسن عليه السّلام وارد شد در حالى كه گريبان خود را در مرگ برادر چاك زده بود و آمد در طرف راست پدر ايستاد و ما آن حضرت را نمىشناختيم ، پس بعد از ساعتى امام علىّ نقى عليه السّلام رو به جانب او كرد و فرمود : يا بنىّ ، احدث للّه شكرا فقد احدث فيك امرا ، پس امام حسن عليه السّلام
هامش
[ 1 ] قال فى المجدى عند ذكر ابى محمّد العسكرى عليه السّلام : و اخوه محمّد ابو جعفر رحمة اللّه اراد النّهضة الى الحجاز فسافر فى حياة أخيه حتّى بلغ بلدا و هى قرية فوق الموصل بسبعة فراسخ ، فمات بالسواد فقبره هناك عليه مشهد و قد زرته انتهى ، مؤلف رحمه اللّه .
[ 2 ] نك : بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 240 .