بگريست و استرجاع گفت و فرمود :
الحمد للّه ربّ العالمين ايّاه نشكر نعمه علينا و انّا للّه و انا اليه راجعون .
پس ما پرسيديم كه او كيست ؟
گفتند : حسن فرزند امام علىّ نقى عليه السّلام است ، و در آن وقت به نظر ما بيست سال از عمر شريفش گذشته بود . ما از آن روز او را شناختيم و از كلام پدر بزرگوارش با او دانستيم كه او امام و قائم مقام پدر بزرگوارش است . [ 1 ]
و شيخ طوسى روايت كرده از شاهويه بن عبد اللّه جلّابى گفت : روايت شده بودم از حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام در حقّ ابى جعفر پسرش رواياتى كه دلالت مىكرد بر امامت او . پس چون ابو جعفر وفات كرد قلق و اضطراب نمودم از فوت او و باقى ماندم در تحيّر و ترسيدم كه در اين باب كاغذى به آن حضرت بنويسم ، پس نوشتم كاغذى به آن جناب و خواهش كردم از آن حضرت كه دعا كند براى فرج و گشايش من در اسبابى كه براى من رو داده بود از قبل سلطان در باب غلامانم . پس جواب كاغذ آمد از آن حضرت متضمّن آن كه دعا كرده براى من و ردّ خواهد شد غلامان من بر من ، و در آخر كتاب مرقوم فرموده بود كه خواستى سؤال كنى از جانشين من بعد از ابو جعفر و اضطراب پيدا كردى براى اين كار ، مغموم مباش ، فانّ اللّه لا يضلّ قوما بعد إذ هداهم حتّى يتبيّن لهم ما يتّقون ، [ 2 ] امام شما بعد از من ، ابو محمّد پسر من است و نزد او است آنچه محتاج اليه شما است مقدّم مىدارد خدا آنچه را كه بخواهد و مؤخّر مىدارد آنچه را كه بخواهد .
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
، [ 3 ] قد كتبت بما فيه بيان و اقناع لذى عقل يقظان . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] اعلام الورى ، ص 351 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 245 .
[ 2 ] اقتباس از سورهء توبه ، آيهء 115 .
[ 3 ] سورهء بقره ، آيهء 106 .
[ 4 ] الغيبة از شيخ طوسى ، ص 121 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 242 ؛ اصول الكافى ، ج 1 ، ص 263 .