تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1873

مساهمون:

ص١٨٧٣
متوكّل براى مصلحت ، نامهء مشفقانه به حضرت نوشت و در آن نامه امام زمان را تعظيم و اكرام كرد و نوشت : چون مطّلع شديم كه عبد اللّه بن محمّد نسبت به شما سلوك ناموافقى كرده منصب او را تغيير داديم و محمّد بن فضل را به جاى او نصب كرديم و او را مأمور به اعزاز و اكرام و تجليل شما نموده‌ايم . و نيز به آن حضرت نوشت كه : خليفه مشتاق ملاقات وافر البركات شما گرديده ، و خواهان آن است كه اگر بر شما دشوار نباشد ، متوجّه اين صوب گرديد با هر كه خواهيد از اهل بيت و خويشان و حشم و خدمتكاران خود ، با نهايت سكون و اطمينان خاطر ، به رفاقت هر كه اراده داشته باشيد ، و هر وقت كه خواهيد بار كنيد و هرگاه كه اراده نماييد نزول كنيد ، و يحيى به هرثمه را به خدمت شما فرستاده كه اگر خواهيد در اين باب سفارش بسيار به او فرمود ، و بدانيد كه هيچ يك از اهل بيت و خويشان و فرزندان و مخصوصان خليفه نزد او از شما گرامىتر نيستند ، و نهايت لطف و شفقت و مهربانى نسبت به شما دارد . و نوشت آن نامه را ابراهيم بن عبّاس در ماه جمادى الآخرة سنهء دويست و چهل و سه . [ 1 ] و امّا اذيّت و آزارى كه از مخالفين به آن امام مبين عليه السّلام رسيده پس بسيار است و در اينجا به ذكر چند روايت اكتفا مىكنيم :

[ ذكر بعض الروايات في الظلم عليه ]

اوّل

: مسعودى از يحيى بن هرثمه روايت كرده كه گفت : فرستاد مرا متوكّل به سوى مدينه براى حركت دادن حضرت امام علىّ نقى عليه السّلام را از مدينه و بردن به سامره به جهت بعض چيزها كه دربارهء او به متوكّل رسيده بود . پس چون به مدينه وارد شدم ، اهل مدينه بانگ و فرياد برداشتند چندان كه مانند آن نشنيده بودم پس ايشان را ساكن كردم و قسم خوردم كه من مأمور نشدم كه مكروهى به آن حضرت برسانم و تفتيش كردم منزل آن جناب را ، نيافتم در آن مگر قرآن و دعا و مانند آن . و در تذكرهء سبط است كه : لم اجد فيه الّا مصاحف و أدعية و كتب العلم فعظم فى عينى .
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 200 به نقل از الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 309 ؛ جلاء العيون ، ص 978 - 979 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1873 | الشيخ عباس القمي