تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1839

مساهمون:

ص١٨٣٩
نخواهيم كرد عطاى او را ، حمد خداوندى را كه قرار داد ما را از اهل طاعتش و توفيق داد ما را به اعانت نمودن از براى عبادتش ، همانا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : خداوند غضب مىكند بر كسى كه قبول نكند رخصتش را . [ 1 ]

دوّم

: و نيز شيخ روايت كرده كه به متوكّل گفتند : هيچ كس چنان نمىكند كه تو با خود مىكنى در باب علىّ بن محمّد تقى ، زيرا كه هر وقت منزل تو وارد مىشود ، هر كس كه در سراى است او را خدمت مىكند به حدّى كه نمىگذارند كه پرده بلند كند و در را باز كند و چون مردم اين را بدانند مىگويند اگر خليفه نمىدانست استحقاق او را از براى اين امر ، اين نحو رفتار با او نمىنمود بگذار او را وقتى كه داخل خانه مىشود خودش پرده را بلند كند و برود هم چنان كه سايرين مىروند و به او برسد همان تعبى كه به سايرين مىرسد . متوكّل فرمان داد كه كسى خدمت نكند علىّ نقى عليه السّلام را و از جلو او پرده بلند نكند و متوكّل بسيار اهتمام داشت كه از خبرها و مطالبى كه در منزلش واقع شده مطّلع شود ، لا جرم كسى را گماشته بود كه خبرها را براى او مىنوشت ، پس نوشت آن مرد به متوكّل كه علىّ بن محمّد عليه السّلام چون داخل خانه شد كسى پرده را از جلو او بلند نكرد لكن بادى وزيد به حدّى كه پرده را بلند كرد و آن حضرت بدون زحمت داخل شد . متوكّل گفت مواظب باشند وقت بيرون رفتنش را ، ديگر باره آن گماشتهء متوكّل نوشت كه بادى بر خلاف باد اوّلى وزيد و پرده را بلند كرد كه آن حضرت بدون تعب بيرون رفت . متوكّل ديد كه در اين كار فضيلت حضرت ظاهر مىشود فرمان داد كه به دستور سابق رفتار كنيد و پرده از پيش او بلند كنيد . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 126 . [ 2 ] بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 128 به نقل از امالى طوسى ، مجلس 11 .