تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1830

مساهمون:

ص١٨٣٠
كسى به تو بخشيد ؟ گفت : هيچ كدام نبوده بلكه خانه‌ام را فروخته‌ام براى قضاى دين خود . ابن ابى عمير فرمود : حديث كرد مرا ذريح محاربى از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : « لا يخرج الرّجل عن مسقط رأسه بالدّين » ، يعنى : انسان به جهت دين ترك خانهء خود نمىكند ، پس فرمود : اين پول‌ها را بردار ، من حاجت به چنين پولى ندارم و حال آن كه به خدا قسم است كه فعلا محتاج به يك درهم مىباشم و از اين پول‌ها يك درهم قبول نخواهم نمود . [ 1 ] از فضل بن شاذان روايت شده كه : وقتى داخل عراق شدم شخصى را ديدم كه با رفيقش عتاب مىكرد و مىگفت : تو مردى مىباشى صاحب عيال و محتاجى به كسب و كار و با اين حال سجدهء طولانى به جا مىآورى و من مىترسم به سبب طول سجده چشمان تو نابينا شود و از كار بيفتى . و از اين نحو كلمات در نصيحت او بسيار بگفت آخر الأمر رفيقش با وى بگفت كه چه بسيار عتاب كردى ، واى بر تو ، اگر بنا بود طول سجده باعث كورى شود بايد ابن ابى عمير رضى اللّه عنه نابينا شده باشد چه او بعد از نماز فجر سر به سجدهء شكر مىگذاشت و وقت زوال سر از سجده بر مىداشت . [ 2 ] و شيخ كشّى روايت كرده كه : فضل بن شاذان به نزد ابن ابى عمير آمد و او در سجده بود و سجده را بسيار طول داد ، چون سر از سجده برداشت و طول سجدهء او را مذكور ساختند ، گفت : اگر سجود جميل بن درّاج را مىديديد سجود مرا طويل نمىشمرديد و گفت : روزى به نزد جميل رفتم و او سجده را بسيار طول داد چون سر برداشت من گفتم كه سجده را طول داديد ، گفت : اگر طول سجدهء معروف بن خرّبوذ را مىديدى سجدهء مرا سهل مىشمردى . [ 3 ] از ملاحظهء اين دو خبر معلوم مىشود كه ابن ابى عمير به طول سجده كه غايت
هامش
[ 1 ] علل الشرائع ، ج 2 ، ص 529 . [ 2 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 855 . [ 3 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 512 .