تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1829

مساهمون:

ص١٨٢٩
شد كه نام ببرد شيعيان را كه صداى محمّد بن يونس بن عبد الرّحمن را شنيد كه گفت : يا محمّد بن ابى عمير ! اذكر موقفك بين يدى اللّه . لاجرم اسم نبرد ، و زياده از صد هزار درهم ضرر مالى به او رسيد و مدّت چهار سال در زندان بماند . خواهرش كتاب‌هاى او را جمع كرده در غرفه‌اى نهاده بود باران باريده و از دست رفته بود ، لاجرم ابن ابى عمير حديث را از حفظ نقل مىكرد يا از آن نسخه‌هايى كه مردم از روى كتابهاى او پيش از تلف شدن نوشته بودند به همين جهت اصحاب ما به مراسيل او اعتماد دارند و مراسيل او را در حكم مسانيد گرفته‌اند . و خواهرانش سعيده و منّه نيز از روات محسوبند . و عن كشى : ان محمّد بن ابى عمير اخذ و حبس و أصابه من الجهد و الضيق أمر عظيم ، و اخذ كلّ شىء كان له و صاحبه المأمون ، و ذلك بعد موت الرّضا عليه السّلام ، و ذهبت كتب ابن ابى عمير فلم تخلّص كتب احاديثه ، و كان يحفظ اربعين جلدا فسمّاه نوادر ، و لذلك تؤخذ احاديثه منقطعة الأسانيد . [ 1 ] و هم روايت است كه در زمان رشيد ، سندى بن شاهك به امر هارون او را صد و بيست چوب زد به جهت تشيّع او ، پس او را در حبس افكند ابن ابى عمير صد و بيست و يك هزار درهم بداد تا خلاصى يافت . و وارد شده كه ابن ابى عمير متموّل بوده و صاحب پانصد هزار درهم بوده . [ 2 ] و شيخ صدوق روايت كرده از ابن الوليد ، از علىّ بن ابراهيم ، از پدرش كه گفت : ابن ابى عمير بزّاز بوده و از مردى ده هزار درهم طلب داشت ، پس مالش تمام گشت و فقير شد ، پس آن مردى كه مديون او بود خانه‌اى داشت ، به ده هزار درهم بفروخت و پولش را براى ابن ابى عمير برد ، چون به در خانهء او رسيد و در را كوبيد ابن ابى عمير بيرون شد ، آن مرد پول‌ها را تسليم او نمود و گفت : اين طلب تو است آورده‌ام . ابن ابى عمير پرسيد كه از كجا تحصيل اين مال نمودى ؟ آيا به ارث به تو رسيد يا
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 854 . [ 2 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 856 .