روزى شخصى چند شعر از اشعار ابو تمّام بدون نسبت به وى از براى ابراهيم خواند ، ابراهيم را خوش آمد و فرزند خود را امر كرد كه آن اشعار را در پشت كتابى بنويسد . پس از آن كه آن اشعار نوشته شد بعضى گفتند : ايّها الأمير ! اين اشعار از ابو تمّام است ، ابراهيم چون اين بشنيد فرزند خود را گفت كه آن صفحه را پاره كند ، مسعودى اين عمل را از ابن مدبّر نپسنديده فرموده كه : اين عمل از او قبيح است ، چه عاقل بايد اخذ فايده كند چه از دشمن باشد يا دوست ، از وضيع باشد يا شريف همانا از امير المؤمنين عليه السّلام روايت شده كه فرمود :
الحكمة ضالة المؤمن ، فخذ ضالّتك و لو من اهل الشّرك . [ 1 ]
و از بزرجمهر حكيم نقل شده كه فرمود : من از هر چيز صفت نيك او را اخذ كردم حتّى از سگ و گربه و خوك و غراب .
گفتند : از سگ چه آموختى ؟
گفت : الفت او را با صاحب خود و وفاى او را .
گفتند : از غراب چه آموختى ؟
گفت : شدّت احتراز او و حذر او را .
گفتند : از خوك چه گرفتى ؟
گفت : بكور او را در حوائج خود .
گفتند : از گربه چه اخذ كردى ؟
گفت : حسن نغمه و كثرت تملّق او را در مسألت . [ 2 ]
و وفات كرد ، ابو تمّام در ايّام واثق سنهء دويست و سى و يك در موصل . و ابو نهشل بن حميد طوسى بر قبر او قبّهاى بنا كرد .
هامش
[ 1 ] در نهج البلاغه ، ص 1122 ، ح 77 : الحكمة ضالة المؤمن فخذ الحكمة و لو من اهل النفاق . در الحياة ، ج 1 ، ص 25 : و لو من المشركين .
[ 2 ] مروج الذهب ، ج 3 ، ص 485 ؛ حياة الحيوان ، ج 1 ، ص 116 .