اوّل كسى است كه از سادات رضويّه به قم وارد شد و سنهء دويست و پنجاه و شش ، و پيوسته بر روى خود برقع گذاشته بود و لهذا او را موسى مبرقع گويند . و چون وارد قم شد بزرگان عرب از اهل قم او را از قم بيرون كردند و به كاشان رفت ، چون به كاشان رسيد احمد بن عبد العزيز بن دلف عجلى او را اكرام كرد و خلعتهاى بسيار و مركبها به دو بخشيد و مقرّر كرد كه هر سال يك هزار مثقال طلا با يك اسب مسرّج به او بدهد ، لكن رؤساى عرب از اهل قم پس از آن پشيمان شده به خدمتش شتافتند و از او اعتذار خواسته مكرّما به قم واردش ساختند و گرامى داشتند او را ، و حال موسى در قم نيكو شد تا آن كه از مال خود قريهها و مزارعى خريد . پس از آن وارد شدند بر او خواهرانش زينب و امّ محمّد و ميمونه دختران حضرت جواد عليه السّلام و از پس ايشان بريهه دختر موسى آمد و تمام ايشان در قم وفات يافتند و نزد فاطمه عليها السّلام مدفون شدند .
و زينب همان است كه بر قبر حضرت معصومه عليها السّلام قبّهاى بنا كرد پس از آن كه سقفى بر قبرش بنا كرده بودند از حصير و بوريا .
و موسى شب چهارشنبه روز آخر ماه ارديبهشت دو روز به آخر ماه ربيع الأخر مانده سال دويست و نود و شش از دار دنيا رفت [ 1 ] و امير قم عباس بن عمرو غنوى بر وى نماز كرد ، و مدفون شد در موضعى كه الحال معروف است قبرش چنانچه در تاريخ قم ذكر شده ، و سيّد ضامن بن شد قم فرموده كه : موسى مبرقع مدفون شد به قم [ 2 ] در خانهء معروف به خانهء محمّد بن الحسن بن ابى خالد اشعرى ملقّب به شنبوله .
( فقير گويد كه ) : اين محمّد بن الحسن ، يكى از روات قم و از اصحاب حضرت امام رضا عليه السّلام و وصىّ سعد بن سعد احوص اشعرى قمى بوده و الحال آن موضع معروف
هامش
[ 1 ] از بعضى از نسخ تاريخ قم نقل شده كه در اين مقام اسم محمّد بن موسى را برده و اين تاريخ را براى فوت او ذكر كرده و از وفات و قبر موسى ذكرى نفرموده . ( م )
[ 2 ] تحفة الازهار ، ج 3 ، ص 429 .