برخاست و داخل خانه شد ، ناگاه صداى شيون شنيديم كه از خانهء آن حضرت بلند شد ، بعد از ساعتى حضرت بيرون آمد ، از سبب آن احوال پرسيديم فرمود كه :
در اين ساعت پدر بزرگوارم وفات فرمود .
گفتم : از كجا معلوم شما شد ؟
فرمود كه : از اجلال و تعظيم حقّ تعالى مرا حالتى عارض شد كه پيش از اين در خود چنين حالتى نمىيافتم ، از اين حالت دانستم كه پدرم وفات كرده و امامت به من منتقل شده است . پس بعد از مدّتى خبر رسيد كه حضرت در همان ساعت به رحمت الهى و اصل شده بود . [ 1 ]
و در تاريخ وفات حضرت جواد عليه السّلام اختلاف است اشهر آن است كه در آخر ماه ذىقعده [ 2 ] سال دويست و بيستم هجرى شهيد شد ، و بعضى ششم ذى حجّة [ 3 ] گفتهاند و اين بعد از دو سال و نيم فوت مأمون بود ، چنانچه خود آن حضرت مىفرمود : الفرج بعد المأمون بثلاثين شهرا . [ 4 ]
و مسعودى [ 5 ] وفات آن حضرت را در پنجم ذى حجّهء سال دويست و نوزده ذكر نموده . و در وقت وفات از سنّ شريفش بيست و پنج سال و چند ماهى گذشته بود .
هامش
[ 1 ] بصائر الدرجات ، ص 467 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 2 به نقل از بصائر ؛ جلاء العيون ، ص 970 به نقل از بصائر .
[ 2 ] نك : الكافى ، ج 1 ، ص 497 ؛ التهذيب ، ج 6 ، ص 90 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 13 ذيل ح 12 ؛ فرق الشيعة ، ص 100 .
[ 3 ] نك : كشف الغمة ، ج 2 ، ص 365 ؛ تاريخ بغداد ، ج 3 ، ص 55 .
[ 4 ] بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 64 ؛ كشف الغمة ، ج 3 ، ص 215 .
[ 5 ] نك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 466 .