تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1785

مساهمون:

ص١٧٨٥
سؤال كردم از آن اثر به من خبر نداد . ابو زينبه گفت كه : ما هفت نفر بوديم در بغداد كه در يك حجره بوديم در زمان حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام ، يك روز احكم از وقت عصر از ما ناپديد شد و در شب هم نيامد همين كه اوّل شب شد ، توقيعى از حضرت جواد عليه السّلام آمد كه رفيق شما آن مرد خراسانى ( يعنى احكم ) مذبوح شده و او را پيچيده‌اند در نمدى و افكنده‌اند در فلان مزبله ، برويد او را برداريد و مداوا كنيد او را به فلان و به فلان چيز ، پس رفتيم به آن محلّ او را يافتيم مذبوح و مطروح همانطور كه حضرت خبر داده بود ، پس او را آورديم و مداوا كرديم به آنچه حضرت فرموده بود پس خوب شد . احمد بن على راوى مىگويد كه قصّه‌اش آن بود كه : احكم متعه كرده بود در بغداد در خانهء قومى ، پس آن جماعت مطّلع شدند بر كار او و او را ذبح كردند و در نمد پيچيده در مزبله افكندند . [ 1 ]

[ استحباب نكاح موقت ]

( مؤلّف گويد كه ) : استحباب متعه نزد شيعه ثابت است ، [ 2 ] بلكه روايت شده از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : نيست از ما كسى كه ايمان به رجعت ما نداشته باشد و حلال نداند متعه كردن را . [ 3 ] و عنه عليه السّلام : انّ اللّه عزّ و جلّ حرّم على شيعتنا المسكر من كلّ شراب و عوّضهم عن ذلك المتعة . [ 4 ]
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 839 . [ 2 ] نك : بحار الأنوار ، ج 30 ، ص 595 - 602 ؛ جواهر الكلام ، ج 30 ، ص 151 ؛ البيان ، ص 333 ؛ كشف الاسرار ، ص 117 . [ 3 ] وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 442 . [ 4 ] وسائل الشيعة ، ج 14 ، ص 438 .