تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1777

مساهمون:

ص١٧٧٧
يكى از بالهاى خود و ببرم تو را نزد محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تا شفاعت كند تو را ؟ فطرس گفت : بلى ، پس جبرئيل او را به يكى از بالهاى خود برداشت و او را خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برد ، پس تبليغ كرد تهنيت از جانب پروردگار خود را ، آنگاه قصّهء فطرس را براى آن حضرت نقل كرد . حضرت فرمود به فطرس كه بمال بال خود را به گهوارهء حسين و ميمنت بجو به آن به جهت عظمت و بزرگى آن ، فطرس چنان كرد . حقّ تعالى بال او را به او ردّ كرد و او را به جاى خود و منزلى كه داشت با ملائكه برگردانيد . [ 1 ]

هفتم

: شيخ كلينى و ديگران روايت كرده‌اند از محمّد بن ابى العلاء كه گفت : شنيدم از يحيى بن أكثم قاضى سامره بعد از آن كه آزمودم او را و مناظره كردم با او و محاوره نمودم و مراسله كردم او را و سؤال كردم از او از علوم آل محمّد عليهم السّلام . يحيى گفت كه : روزى داخل مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شدم طواف مىكردم به قبر مبارك ديدم محمّد بن علىّ الرّضا عليه السّلام را كه طواف مىكند به قبر مبارك ، پس مناظره كردم با آن حضرت در مسائلى كه نزد من بود ( يعنى آن‌ها را خوب مىدانستم ) پس جواب آن‌ها را فرمود ، آنگاه گفتم به آن حضرت كه و اللّه من مىخواهم يك مسأله از شما بپرسم و خجالت مىكشم از آن . حضرت فرمود : من خبر مىدهم تو را به آن پيش از آن كه از من بپرسى آن را ، و آن اين است كه مىخواهى بپرسى از من از امام . گفتم : بلى همين است سؤال من به خدا سوگند . فرمود : منم امام . گفتم : علامتى مىخواهم ، در دست آن حضرت عصايى بود عصا به نطق آمد و گفت : همانا مولاى من امام اين زمان است و او است حجّت . [ 2 ]

هشتم

: سيّد ابن طاووس رحمه اللّه در مهج الدّعوات روايت كرده از ابو نصر همدانى از
هامش
[ 1 ] اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 849 . [ 2 ] الكافى ، ج 1 ، ص 353 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1777 | الشيخ عباس القمي