فصل سوم : در دلايل و معجزات حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام است
و ما اكتفا مىكنيم به ذكر چند معجزه :
اوّل
: شيخ مفيد و ابن شهر آشوب و ديگران روايت كردهاند كه : چون حضرت جواد عليه السّلام با امّ الفضل زوجهء خود از بغداد به مدينه مراجعت مىفرمود چون به شارع كوفه به دار مسيّب رسيد فرود آمد و آن هنگام غروب آفتاب بود ، پس داخل مسجد شد و در صحن آنجا درخت سدرى بود كه بار نمىداد ، پس حضرت كوزهء آبى طلبيد و در زير آن درخت وضو گرفت و ايستاد به نماز مغرب و جماعت گذاشت و در ركعت اوّل بعد از حمد سورهء نصر و در ثانى حمد و توحيد خواند و پيش از ركوع قنوت خواند ، پس ركعت سيّم را به جا آورد و تشهّد و سلام گفت و از نماز فارغ شد . پس لحظهاى نشست و ذكر خدا به جا آورد و برخاست و چهار ركعت نافلهء مغرب به جا آورد ، پس تعقيب نماز خواند و دو سجدهء شكر به جا آورد و بيرون رفت .
پس چون مردم نزد درخت آمدند ديدند كه بار داده ميوهء نيكويى را ، پس تعجّب كردند و از سدر آن خوردند يافتند شيرين است و دانه ندارد پس مردم با آن حضرت وداع كردند و به مدينه تشريف برد . و در مدينه بود تا زمان معتصم كه آن حضرت را به بغداد طلبيد در اوّل سال دويست و بيست و پنج و در بغداد توقّف فرمود تا آخر ماه ذى القعدهء همان سال كه وفات يافت ، و در پشت سر مبارك جدّش امام