تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1764

مساهمون:

ص١٧٦٤
ياد گيرم . فرمود : اين زن كنيزكى بود و اين مرد اجنبى بود ، وقت صبح كه نگاه كرد بر او نگاهش حرام بود ، روز كه بلند شد او را خريد بر او حلال شد ، وقت ظهر او را آزاد كرد حرام شد ، وقت عصر او را تزويج كرد حلال شد ، وقت مغرب او را مظاهره [ 1 ] كرد حرام شد ، وقت عشا كفارهء ظهار داد ، حلال شد ، نصف شب او را يك طلاق داد حرام شد ، وقت فجر رجوع كرد حلال شد . اين وقت مأمون رو كرد به حاضرين از بنى عبّاس و گفت : آيا در ميان شما كسى هست كه اين مسأله را اين طور بتواند جواب دهد ؟ يا مسألهء سابقه را به اين تفصيل بداند ؟ گفتند : نه به خدا سوگند شما اعلم بوديد به حال ابو جعفر عليه السّلام از ما . مأمون گفت : واى بر شما ، اهل بيت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ميان خلق امتيازى دارند به فضل و كمال و كمى سنّ مانع كمالات ايشان نيست . [ 2 ] و برخى از فضايل ابو جعفر عليه السّلام بگفت تا مجلس بهم خورد و مردم برفتند . روز ديگر نيز مأمون جوايز و عطاياى بسيار به مردم بخش كرد و از حضرت جواد عليه السّلام اكرام و احترام بسيار مىنمود و آن حضرت را بر اولاد و اقرباء خود فضيلت مىداد تا زنده بود . ( مؤلّف گويد كه ) : علما روزها را دوازده ساعت بخش كرده‌اند و هر ساعتى را به امامى نسبت داده‌اند و ساعت نهم روزها متعلّق به حضرت جواد عليه السّلام است و در دعاى آن ساعت اشاره شده به سؤال مأمون از آن حضرت از آنچه كه در دست داشت و همچنين سؤال يحيى بن اكثم از آن حضرت و جواب دادن حضرت ايشان را در آنجا كه فرموده :
هامش
[ 1 ] ظهار اين است كه مردى به همسر خود بگويد : ظهرك كظهر امى : پشت تو مانند پشت تو مانند پشت مادر من است . [ 2 ] الارشاد ، ج 2 ، ص 285 - 287 ؛ و نيز نك : الاختصاص ، ص 101 - 98 ؛ كشف الغمه ج 3 ، ص 144 ؛ مناقب ج 4 ، ص 381 ؛ بحار الأنوار ج 50 ، ص 59 .