امام حسين عليه السّلام ، و هكذا هر روز بعد را از براى امامى طواف كردم تا روز دهم از براى شما طواف كردم ، اى سيّد من ! اين جماعت را كه ذكر مىكنم آن چنان كسانى هستند كه ولايت ايشان را دين خود قرار دادهام .
حضرت فرمود : در اين هنگام متديّن شدى به دينى كه قبول نمىكند حقّ تعالى از بندگان غير آن را ، پس گفتم : و بسا باشد كه از براى مادرت فاطمه - صلوات اللّه عليها - طواف كردم و بسا هم طواف نكردم . حضرت فرمود : بسيار كن اين كار را همانا اين كار افضل چيزهايى است كه به آن عمل مىكنى ان شاء اللّه . [ 1 ]
سيّم : در تفكّر آن حضرت در صدماتى كه به مادرش فاطمه عليها السّلام وارد شده
: از دلايل طبرى منقول است كه : روايت كرده از محمّد بن هارون بن موسى از پدرش از ابن الوليد از برقى از زكريّا بن آدم كه وقتى در خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام بودم كه حضرت جواد عليه السّلام را خدمت آن حضرت آوردند در حالى كه سنّ شريفش از چهار سال كمتر بود ، پس آن جناب دست خود را بر زمين زد و سر مبارك را به جانب آسمان بلند كرد و مدّت طويلى فكر نمود ، حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود :
جان من فداى تو باد ، براى چه اين قدر فكر مىكنى ؟
عرض كرد : فكرم در آن چيزى است كه با مادرم فاطمه عليها السّلام به جا آوردند .
اما و اللّه لأخرجنّهما ثمّ لاحرقنّهما ، ثمّ لاذرينّهما ، ثمّ لانسفنّهما فى اليمّ نسفا .
پس حضرت امام رضا عليه السّلام او را نزديك خود طلبيد و ما بين ديدگان او را بوسيد و فرمود : پدر و مادرم فداى تو باد ، تويى شايسته از براى امامت . [ 2 ]
چهارم : در روايت الوسائل الى المسائل است
: سيّد ابن طاووس رضى اللّه عنه از محمّد بن حارث نوفلى خادم حضرت امام محمّد
هامش
[ 1 ] الكافى ، ج 4 ، ص 314 ؛ بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 101 به نقل از الكافى .
[ 2 ] دلائل الامامة ، ص 212 ؛ بحار الأنوار ، ج 10 ، ص 59 ؛ اثبات الوصية ، ص 184 ؛ نوادر المعجزات ، ص 183 .