تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1636

مساهمون:

ص١٦٣٦

فصل سوم : در دلايل و معجزات حضرت امام رضا عليه السّلام است

ما اكتفا مىكنيم به ذكر چند معجزه كه ده معجزهء اوّلش از عيون اخبار است .

اوّل

: از محمّد بن داود روايت است كه گفت : من و برادرم نزد حضرت رضا عليه السّلام بوديم كه كسى آمد و به او خبر داد كه چانهء محمّد بن جعفر عليه السّلام را بستند ( يعنى بمرد ) . پس آن حضرت برفت و ما همراه آن حضرت برفتيم ديديم چانه‌اش را بسته‌اند و اسحاق بن جعفر عليه السّلام و فرزندانش و جماعت آل ابو طالب مىگريند ، حضرت ابو الحسن نزد سرش نشست و در رويش نظر كرد و تبسم نمود و اهل مجلس را بد آمد و بعضى گفتند : اين تبسّم از راه شماتت بود به مردن عمّش . راوى گفت : پس حضرت برخاست و بيرون آمد تا در مسجد نماز گزارد ، ما گفتيم : فداى تو شويم ، از اين‌ها شنيديم دربارهء تو حرفى كه ناخوش آمد ما را وقتى كه تو تبسم نمودى . حضرت فرمود : من تعجّب از گريهء اسحاق كردم ، و او به خدا پيش از محمّد بميرد و محمّد بر او بگريد . راوى گويد : پس محمّد برخاست از بيمارى و اسحاق بمرد . و نيز از يحيى بن محمّد بن جعفر عليه السّلام مروى است كه گفت : پدرم بيمار شد سخت ، امام رضا عليه السّلام به عيادت او آمد و عمّم اسحاق نشسته بود و مىگريست و