و هرگاه مىگذشت به آيهء كه در او ذكر بهشت يا آتش شده گريه مىكرد و از حقّ تعالى سؤال بهشت مىكرد و پناه مىجست به خدا از آتش .
و در جميع نمازهاى شبانه روز خود بسم اللّه را بلند مىگفت ، و چون
قُلْ هُوَ اللَّهُ
احد تلاوت مىكرد ، آهسته بعد از اين آيه مىگفت : اللّه احد و چون از آن سوره فارغ مىشد سه مرتبه مىگفت : كذلك اللّه ربّنا و چون مىخواند
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ،
آهسته در دل مىگفت : يا ايّها الكافرون ، و چون از آن سوره فارغ مىشد سه مرتبه مىگفت : ربّي اللّه دينى الاسلام ، و چون سورهء و التّين و الزّيتون تلاوت مىكرد ، بعد از فراغ مىگفت : بلى و انا على ذلك من الشّاهدين ، و چون سورهء لا اقسم بيوم القيامة مىخواند ، بعد از فراغ مىگفت : سبحانك اللّهمّ بلى ، و چون سورهء جمعه قرائت مىكرد بعد از
قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ
مىگفت : للّذين اتّقوا پس مىگفت :
وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
، [ 1 ] و چون از سوره فاتحه فارغ مىشد مىگفت الحمد للّه ربّ العالمين ، و چون مىخواند سبّح اسم ربّك الاعلى ، آهسته مىگفت : سبحان ربّى الاعلى ، و چون در قرآن
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا *
قرائت مىكرد آهسته مىگفت لبّيك اللّهمّ لبّيك .
و در هيچ بلدى وارد نمىشد مگر اين كه مردم قصد خدمتش مىنمودند و چون خدمتش شرفياب مىشدند از معالم دين خود مىپرسيدند ، حضرت ايشان را جواب مىفرمود ، و حديث مىكرد ايشان را احاديث بسيار مروىّ از پدرش از پدرانش از علىّ عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم .
پس چون آن حضرت را به نزد مأمون بردم از من خبر حال آن حضرت را در بين راه پرسيد ، من خبر دادم او را به آنچه از آن جناب مشاهده كرده بودم در اوقات شب و روز و در اوقات حركت و اقامت آن حضرت .
پس مأمون گفت : بلى يا بن ابى الضّحّاك ! علىّ بن موسى بهترين اهل زمين و اعلم و اعبد ايشان است ، پس خبر مده مردم را به آنچه از آن جناب ديدهاى به
هامش
[ 1 ] سورهء جمعه ، آيه 11 .