تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1620

مساهمون:

ص١٦٢٠
و ما به جهت تبرّك و تيمّن به ذكر چند خبرى از فضايل آن بزرگوار كه در جنب فضايل او به منزلهء قطره‌اى است از بحار ، اكتفا مىكنيم .

اوّل : در كثرت علم آن حضرت است :

شيخ طبرسى روايت كرده از ابو الصّلت هروى كه گفت : نديدم عالم‌ترى از علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام ، و نديد او را عالمى مگر آن كه شهادت داد به مثل آنچه من شهادت داده‌ام . و به تحقيق كه جمع كرد مأمون در مجلس‌هاى متعدّده جماعتى از علما اديان و فقها و متكلّمين را تا با آن حضرت مناظره و تكلّم كنند . و آن حضرت بر تمام ايشان غلبه كرد ، و همگى اقرار كردند بر فضيلت او و قصور خودشان . و شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : من مىنشستم در روضهء منوّره و علما در مدينه بسيار بودند . و هرگاه از مسأله‌اى عاجز مىشدند جميعا به من رجوع مىدادند و مسائل مشكلهء خود را براى من مىفرستادند و من جواب مىگفتم . ابو الصّلت گفت : و حديث كرد مرا محمّد بن اسحاق بن موسى بن جعفر عليه السّلام از پدرش كه مىگفت : پدرم موسى بن جعفر عليه السّلام با پسران خود مىفرمود كه اى اولاد من ! برادر شما على بن موسى عليه السّلام عالم آل محمّد است از او سؤال كنيد معالم دين خود را و حفظ كنيد فرمايشات او را ، همانا من شنيدم از پدرم جعفر بن محمّد عليه السّلام كه مكرّر به من مىگفت كه : عالم آل محمّد عليهم السّلام در صلب تو است ، و اى كاش من او را درك مىكردم ، همانا او هم نام امير المؤمنين على عليه السّلام است . [ 1 ]

دوم :

شيخ صدوق روايت كرده از ابراهيم بن العبّاس كه گفت : هرگز نديدم كه حضرت ابو الحسن الرّضا عليه السّلام كسى را به كلام خويش جفا كند ، و نديدم كه هرگز
هامش
چرا لب بسته‌اى از مدح مولا * على موسى الرضا عليه السّلام پور پيمبر بگفتم : كى توانم مدح آن كس * كه بابش را بدى جبريل چاكر بيان و شعر كوته شد ز وصفش * كه هست اوصاف او از مدح برترنك : فضايل علمى و اخلاقى امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام از احمد خوشنويس ، ص 3 . [ 1 ] اعلام الورى ، ص 315 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 100 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1620 | الشيخ عباس القمي