تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1616

مساهمون:

ص١٦١٦
گفت : من نيز فروختم ، و ليكن مرا خبر ده كه آن مردكى بود كه ديروز با تو همراه بود ؟ گفتم : مردى است از بنى هاشم . گفت : از كدام سلسلهء بنى هاشم ؟ گفتم : بيش از اين نمىدانم . گفت : بدان كه من اين كنيزك را از اقصاى بلاد مغرب [ 1 ] خريدم ، روزى زنى از اهل كتاب كه اين كنيزك را با من ديد پرسيد كه اين را از كجا آورده‌اى ؟ گفتم : اين را براى خود خريده‌ام . گفت : سزاوار نيست كه اين كنيز نزد مانند تو كسى باشد و مىبايد كه اين كنيز نزد بهترين اهل زمين باشد ، و چون به تصرّف او در آيد بعد از اندك زمانى پسرى از او به وجود آيد كه اهل مشرق و مغرب او را اطاعت كنند ، پس بعد از اندك وقتى حضرت امام رضا عليه السّلام از او به وجود آمد . [ 2 ] و در درّ النّظيم و اثبات الوصيّه است كه حضرت امام موسى عليه السّلام فرمود به جماعتى از اصحابش وقتى كه تكتم را خريد : به خدا قسم كه من نخريدم اين جاريه را مگر به امر خدا و وحى خدا . سؤال كردند از آن حضرت از آن ، فرمود : در بينى كه من خواب بودم آمد به نزد من جدّم و پدرم عليهما السّلام و با ايشان بود شقّهء از حرير ، پس آن پارچهء حرير را باز كردند پس آن پيراهنى بود ، و در آن صورت اين جاريه بود ، پس جدّ و پدرم با من فرمودند كه : اى موسى ! هرآينه خواهد شد از براى تو از اين جاريه بهترين اهل زمين بعد از تو و امر كردند مرا كه هر وقت آن مولود مسعود به دنيا آمد او را « على » نام گذارم و
هامش
[ 1 ] احتمالا شمال آفريقا مراد است نه كشورهاى غربى . [ 2 ] عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 26 ؛ جلاء العيون از ص 925 تا 928 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 7 ؛ اصول الكافى ، ج 1 ، ص 486 ؛ الارشاد مفيد ، ج 2 ، ص 254 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 654 ؛ روضة الواعظين ، ج 1 ، ص 235 ؛ كشف الغمه ، ج 3 ، ص 62 ؛ العوالم ، ج 22 ، ص 23 .
منتهى الآمال في تواريخ النبي و الآل ( فارسي ) — صفحة 1616 | الشيخ عباس القمي